دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اسم گروه روشه دیگه .. نیازی به توضیح نیست !

" برای مخاطب " بنویس ! ..
واس ِ عشقت بنویس ..

جزئیات گروه

شناسه 326
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 17947 پست
عضو 972 کاربر
طرفدار 92 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 5
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 6
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 7

کاربران گروه

(965 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

برای مخاطب
شناسه‌: 326 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
علی
علی

متن جالبیه (دیدگاه)

علی
علی

از طرف :شال و کلاه می بافم با خیالت تا در سرمای نبودنت یخ نبندم….

علی
علی

انگشتم را نخ بسته ام تا به ياد آورم فراموشت كرده ام !!

آرمین│a℞ℳ iℕ
آرمین│a℞ℳ iℕ

دل من در پى يك واژه بى خاتمه بود ؛ اولين واژه كه آمد نظرم ياد بود .

این ارسال را بازنشر کرده است.
aynor
aynor

عصرتون پر از قشنگی...خوش بگذره.......بای

aynor
aynor

آدم برفی نبودم که به پایت یک روزه آب شوم .......من مو به مو سفید شدم!!!

aynor
aynor

تو محل کارم مرد میانسالی هست که باربری می‌کنه. ازش پرسیدم چرا موهات رو رنگ می‌کنی؟ گفت: خیلی‌ها فکر می‌کنن پیرم بهم بار نمیدن!

این ارسال را بازنشر کرده است.
aynor
aynor

همیشه یه خاطراتی هست ...که وقتی بهشون فکر میکنی ...با صدای بلند به خودت میگی .....من چه قدر احمق بودم..............!

این ارسال را بازنشر کرده است.
aynor
aynor

من نماز آیات می خوانم ... هراس ندیدنت را...

aynor
aynor

....شعور در اين جامعه عضوى زائد است در واقع داشته باشى اذيت ميشى....

aynor
aynor

نوشدارو.... لبان تو اگر باشد ، سهراب یکی دوتا نیست...

aynor
aynor

بجای دلم كاش دستم رامیشكستی ....كه نمک نداشت.....

aynor
aynor

..آدم است دیگر...گاهی دلش می‌خواهد...یک نفر باشد...بگوید: "دوستت دارم"!!

aynor
aynor

ساعت قرارمان ..یک دقیقه به هیچ است ومن همیشه ....یک دقیقه دیر میرسم......

aynor
aynor

دستهایم را که می بوسید...موهایم را که نوازش می کرد...نازم را که می خرید...نگاهم را که می خواند...با غرور، عشقش را به رخ مجنون می کشیدم...امروز که ردَ بوسه هایش را بر هر لبی می بینم و دلش را کاروانسرای هر عشقی... مجنون رخش را بر می گرداند تا بگوید سر افکندگیم را ندیده است...