دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
سید قاسم
سید قاسم
در مشاعره

ناموس عشق و رونق عشاق می برند // عیب جوان و سرزنش پیر می کنند

مامان
مامان
در مشاعره

در حسرت تو میرم و دانم تو بی وفا ...روزی وفا کنی که نیاید به کار من

سید قاسم
سید قاسم
در مشاعره

ما از برون در شده مغرور صد فریب // تا خود درون پرده چه تدبیر می کنند

مامان
مامان
در مشاعره

دولت همت سلطان قناعت خواهم... تا تمنا نکنم نعمت ارباب نعیم

فردایی دیگر
فردایی دیگر
در مشاعره

مرو ای دوست که ما بی تو نخواهیم نشست../..مبر ای یار که ما از تو نخواهیم برید

مامان
مامان
در مشاعره

تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار ...گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم

فردایی دیگر
فردایی دیگر
در مشاعره

زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست../..در حق ما هر چه گوید جای هیچ اِکراه نیست

مامان
مامان
در مشاعره

دوری از بزم تو عمریست که حرمان منست... زدم و میزنم از دست غمت داد هنوز

سید قاسم
سید قاسم
در مشاعره

دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند // پنهان خورید باده که تعزیر می کنند

فردایی دیگر
فردایی دیگر
در مشاعره

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد ../..دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

سید قاسم
سید قاسم
در مشاعره

زین دایره مینا خونین جگرم می ده // تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی

مامان
مامان
در مشاعره

در جوانی همه با یاد تو دلخوش بودم ...پیرم و از تو همان ساخته با یاد هنوز

فردایی دیگر
فردایی دیگر
در مشاعره

تو را سری است که با ما فرو نمی‌آید../.. مرا دلی که صبوری از او نمی‌آید.

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

وفای عهد نگه دار و از جفا بگذر / بحق آنکه نِـیَم یار ِ بی وفا ای دوست

دینا
دینا
در مشاعره

تو مو میبینی و من پیچش مو/ تو ابرو من اشارت های ابرو