دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
اتا
اتا
در مشاعره

دردم از یار است و درمان نیز هم..دل فدای او شد و جان نیز هم

bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿
در مشاعره

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند........ آیا بود که گوشه ی چشمی به ماکنند

mahmoud
mahmoud
در مشاعره

هنگام تنگ دستی در عیش کوش و مستی *** کاین کیمیای هستی قارون کند گدارا

mahmoud
mahmoud
در مشاعره

رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس *** گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

mahmoud
mahmoud
در مشاعره

نقاش غزل تا که به چشمان تو پرداخت *** دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت

mahmoud
mahmoud
در مشاعره

شنیدم که طبیب دل بیمارانی *** پس طبیب دل من باش که بیمار تو ام...

اتا
اتا
در مشاعره

یه مهمون عزیزی توی راهه...تو اسمون دنیا مثل ماهه.صدامو میشنوه اینو میدونم..براش دعای فرجو میخونم..هر جا که هست خدا تو هستی همراش..خدا جونم خودت مراقبش باش

reza
reza
در مشاعره

یِک دفعه راه دَرب گره اَبرُوانِ خود ... بُگشا ببینمت تو فقط فِکر بَستنی

mahmoud
mahmoud
در مشاعره

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم *** لطف ها میکنی ای خاک درت تاج سرم

اتا
اتا
در مشاعره

ما کار و دکان و پیشه را سوخته ایم ...شعر و غزل و دوبیتی آموخته ایم... در عشق که او جان و دل ودیده ماست ...جان ودل ودیده هر سه را سوخته ایم

mahmoud
mahmoud
در مشاعره

هفت شهر عشق را عطار گشت *** ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

اتا
اتا
در مشاعره

تا کی به تمنای وصال تو یگانه...اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

♥   Ƶ₳ЯΙИ   ♥
♥ Ƶ₳ЯΙИ ♥
در مشاعره

یك نفر آمد صدایم كرد و رفت ...با صدایش آشنایم كرد و رفت... نوبت تلخ رفاقت كه رسید...ناگهان تنها رهایم كرد و رفت...

این ارسال را بازنشر کرده است.
٠•♥✿ LvF ✿♥•٠
٠•♥✿ LvF ✿♥•٠
در مشاعره

دوباره شب شد و من و تو توو یه اتاقیم پس بریز غما رو دور و دوباره بیا توو بغل من تا یه ماچت بكنم و بعدم بگم که تو بی من سخت میگذره لحظه هات و نیستم بد میلرزه دست و پات نمیتونم دیگه زنده بمونم اگه باشم دور یه لحظه دور از تو وااای...