دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
motefavet
motefavet
در مشاعره

تو غمگسار من باش دلم گرفته آری /هزار جمعه رفت و امید که می آیی /

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

اگر هزار غم است از جفای او بر دل / هنوز بنده اویم که غمگسار من است

اتا
اتا
در مشاعره

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین... به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

من پروانه صفت پیش تو ای شمع چو گل / گر بسوزم گنه من نه خطای تو بود

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

ترسم که بی نشانی من چون نشان گرفت ... جوئی به هر دیار و نیابی نشانی ام

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

مگر نسیم سحر بوی زلف یار من است / که راحت دل رنجور بی‌قرار من است

اتا
اتا
در مشاعره

دلم می خواد عاشق شم آخه فکرت شده دنیام ...اگه عاشق شدن درده من این دردو ازت می خوام

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

از خون دلم رنگ شد او را سر انگشت ... اینجاست که خون دلم انگشت نما شد

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

مخدوم جان کز جام او ،سرمست شد ایام او / گاهی که گویی نام او ، لازم شِمُر تکرار را

bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿
در مشاعره

سالها از پی مقصود به جان گردیده ایم ........یار در خانه و ما دور جهان گردیده ایم

اتا
اتا
در مشاعره

دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس .. که چنان ز او شده‌ام بی سر و سامان که مپرس

اتا
اتا
در مشاعره

ای دوست قبولم کن و جانم بستان..مستم کن و از هر دو جهانم بستان

سید قاسم
سید قاسم
در مشاعره

من از آن حسن روزافزون كه يوسف داشت دانستم // كه عشق از پرده عصمت برون آرد زليخا را

bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿
در مشاعره

ای روی خوبت از گل صد بار نازنین تر ...........یا رب که ره نیابد بر دامن تو خاری

سید قاسم
سید قاسم
در مشاعره

نصيحت گوش كن جانا كه از جان دوس تتر دارند // جوانان سعادتمند پند پير دانا را