دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
یاس
0008079 (2).jpg یاس
در مشاعره

یک فاطمه بود و یک علی ، فاطمه رفت/ یک مصرع شاه بیت عالم گم شد

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
اتا
اتا
در مشاعره

دبوانه عشقت را جایی نظر افتادست..کانجا نتواند رفت اندیشه دانایی

♥   Ƶ₳ЯΙИ   ♥
♥ Ƶ₳ЯΙИ ♥
در مشاعره

هر که را عشق نباشد نتوان زنده شمرد /وآن که جانش ز محبت اثری یافت نمرد ...

اتا
اتا
در مشاعره

تو میری با یکی دیگه ، که قدرتو نمی دونه. که رویاتو نمی فهمه ، نگاهتو نمی خونه

♥   Ƶ₳ЯΙИ   ♥
♥ Ƶ₳ЯΙИ ♥
در مشاعره

دست وپایی می توان زد بند اگربردست وپاست /وای بر جان گرفتاری که بندش در دلست ...

: )  اَمـــَد
: ) اَمـــَد
در مشاعره

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد ... وجود نازکت آزرده گزند مباد

♥   Ƶ₳ЯΙИ   ♥
♥ Ƶ₳ЯΙИ ♥
در مشاعره

ای که گفتی آشنایی با غریبان مشکل است/ آشنایی می توان کرد جدایی مشکل است

اتا
اتا
در مشاعره

نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر ...تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا

♥   Ƶ₳ЯΙИ   ♥
♥ Ƶ₳ЯΙИ ♥
در مشاعره

نیکرویان جهان را چو سرشتند ز گِل /سنگی اندر گِلشان بود همان شد دلشان ...

اتا
اتا
در مشاعره

رشید و زیبا اسب ترکمن...میچرخد آرام تو دشت و دمن

: )  اَمـــَد
: ) اَمـــَد
در مشاعره

یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور ... کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

♥   Ƶ₳ЯΙИ   ♥
♥ Ƶ₳ЯΙИ ♥
در مشاعره

تو از دردی که افتادست بر جانم چه می دانی / دلم تنها تو را دارد ولی با او نمی مانی/ فقط یک لحظه، آری با نگاهی اتفاق افتاد / چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی . .

: )  اَمـــَد
: ) اَمـــَد
در مشاعره

آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست ... وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست

♥   Ƶ₳ЯΙИ   ♥
♥ Ƶ₳ЯΙИ ♥
در مشاعره

جز نقش تو در نظر نیامد ما/ را جز کوی تو رهگذر نیامد ما را/ خواب ارچه خوشامد همه را در عهدت/ حقا که به چشم ، در نیامد ما را...

: )  اَمـــَد
: ) اَمـــَد
در مشاعره

لب تو خضر و دهان تو آب حیوان است ... قد تو سرو و میان موی و بر به هیت عاج