دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
یاسین
یاسین
در مشاعره

شبیه شنبه ی هر هفته پشت پنجره ام / و کوچه کوچه شهرم دوباره زندان ماند

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی / گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

یاسین
یاسین
در مشاعره

ازفکرگناه پاک بودن عشق است / ازهجرتوسینه چاک بودن عشق است

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا / یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا

یاسین
یاسین
در مشاعره

دایم گل این بستان شاداب نمی​ماند / دریاب ضعیفان را در وقت توانایی

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی/ که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد

یاسین
یاسین
در مشاعره

دوباره زمزمه ی کاسه های خالی ما / پس از نیامدنت گوشه ی خیابان ماند

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

موج از این بار چنان کشتی طاقت بشکست / که عجب دارم اگر تخته به ساحل برود

یاسین
یاسین
در مشاعره

یاران گزیده داشتم روزی / امروز چه شد که نیست کس یارم

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

در همه دیر مغان نیست چو من شیدائی / خرقه جائی گرو باده و دفتر جائی

یاسین
یاسین
در مشاعره

دلم را این پرستوی غریب آشیان بر دوش / بهار خاطراتت خوانده تا آفاق نامحدود

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دست از طلب ندارم تا کام من برآید / یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

یاسین
یاسین
در مشاعره

دوباره جمعه گذشت و قنوتِ گریان ماند / دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند / پنهان خورید باده که تعزیر می کنند

یاسین
یاسین
در مشاعره

یار با ما بی وفایی می کند / بی دلیل از ما جدایی می کند