دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
یاسین
یاسین
در مشاعره

تا نقش تو را به ديده منقوش کنم / آخر چه شود، شبي به خوابم آئي

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
در مشاعره

مـــرا عشق رخ جانانه دين است /چه سازم عاشقم كارم همين است

یاسین
یاسین
در مشاعره

تا شعلة هجران تو خاموش کنم / بر آتش دل ز صبر، سرپوش کنم

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
در مشاعره

دل من یه روز به دریا زد و رفت/ پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
در مشاعره

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست/ آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
در مشاعره

در به گریه انداختن زن مواظب باشید/ خدااشک های اورا می شمارد

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
در مشاعره

کاش آن شب را نمی آمد سحر/ کاش گم در راه پیک بد خبر

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
در مشاعره

تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد/ هر که خاک در میخانه به رخساره نرفت

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
در مشاعره

آدما از آدما زود سیر می شن /آدما از عشق هم دلگیر می شن

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
در مشاعره

ماهي قرمز کوچکي هستم در دل شيشه اي تو /مواظب باش دلت نشکنه که من مي ميرم

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

تو به اشتباه، روزی قدمی به خانه ام نِه / که رسد دلی به کامی، چو کنی تو اشتباهی

یاسین
یاسین
در مشاعره

آن لحظه که راه می روی آقاجان / زیرقدم تو خاک بودن عشق است

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دوست نباشد به حقیقت که او / دوست فراموش کند در بلا

یاسین
یاسین
در مشاعره

دلم را این پرستوی غریب آشیان بر دوش / بهار خاطراتت خوانده تا آفاق نامحدود

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دل از من برد و روی از من نهان کرد / خدا را با که این بازی توان کرد