دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
♥♥armin real♥♥
♥♥armin real♥♥
در مشاعره

يار مردان خدا باش كه در كشتي نوح / هست خاكي كه به آبي نخرد طوفان را

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی / ز کدام باده ساقی به من خراب دادی

♥♥armin real♥♥
♥♥armin real♥♥
در مشاعره

مرا مهر سيه چشمان ز سر بيرون نخواهد شد ///قضای آسمان است اين و ديگرگون نخواهد شد

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

الا ای پیر فرزانه مکن منعم ز میخانه / که من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم

♥♥armin real♥♥
♥♥armin real♥♥
در مشاعره

دوری از تو قسمت ما شد خدا داند چرا ////اشک و آه و ناله و ماتم یار ما شد خدا داند چرا

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

یارم چو قدح بدست گیرد / بازار بتان شکست گیرد

♥♥armin real♥♥
♥♥armin real♥♥
در مشاعره

ای هست کن اساس هستی/// کوته ز درت دراز دستی

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

نگاهي مي كنم از دور آن رخسـار نيكو را / نميخواهم ز عشق خويشتن آگه كنــم او را

♥♥armin real♥♥
♥♥armin real♥♥
در مشاعره

ناصحم گفت که جز غم چه هنر داردعشق /گفتم ای خواجه عاقل هنری بهتر ازین

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

هر بد که به خود نمی پسندی / با کس مکن ای برادر من

♥♥armin real♥♥
♥♥armin real♥♥
در مشاعره

در سراي مغان رفته بود و آب زده / نشسته پير و صلايي به شيخ و شاب زده

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

زهر است عطای خلق هرچند دوا باشد / حاجت زکه می خواهی جایی که خدا باشد

♥♥armin real♥♥
♥♥armin real♥♥
در مشاعره

از طعنه رقیب نگردد عیار من / چون زر اگر برند مرا دردهان گاز

*♥ mَ  R j A n ♥*
*♥ mَ R j A n ♥*
توسط موبایل در مشاعره

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/ با دوستان مروت با دشمنان مدارا

نغمـــــه ی دل
نغمـــــه ی دل
در مشاعره

دوش حورازاده‌ای دیدم که پنهان از رقیب // در میان یاوران می‌گفت یار خویش را