دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
محمّدحسین
محمّدحسین
در مشاعره

در این سرای بی کسی، کسی به در نمی زند * به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

راستی کن که راستان رستند ... راستگویان در عالم قوی دستند

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

يا بر مُـراد ، بر سَر گردون نهيم پاي / يا مَـرد وار در سَرِ همّـت کنــيـم سـر

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

تو کز محنت دیگران بی غمی ... نشاید که نامت دهند آدمی

محمّدحسین
محمّدحسین
در مشاعره

شهسوار من که مه آیینه دار روی اوست * تاج خورشید بلندش خاک نعل مرکب است

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

يارب آن نوگل خندان كه سپـردي به منش / مي سپـارم به تو از دست حسود چمنش

محمّدحسین
محمّدحسین
در مشاعره

ترسم نماز صوفی با صحبت خیالت * باطل بود که صورت بر قبله می ‌نگاری

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

يكدم نشدم فارغ ، از زلف پريشانت / اي مونـس جان من ، دست من و دامانت

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

دل تمنا می کند تا من بسازم خانه ای ... عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای؟

محمّدحسین
محمّدحسین
در مشاعره

در جنون عاشقی مردانِ عاقل دیده‌اند * حالتی از من که صد رحمت به مجنون کرده‌اند

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

تو را نادیدن ما غم نباشد / که در خیلت به از ما کم نباشد

محمّدحسین
محمّدحسین
در مشاعره

واله و شیداست دائم همچو بلبل در قفس * طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

تا به فراق خو کنم صبر من و قرار کو / وعده وصل اگر دهد طاقت انتظار کو

محمّدحسین
محمّدحسین
در مشاعره

مطربان رفتند و صوفی در سماع * عشق را آغاز هست انجام نیست

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

یك چشم بيش نيست مرا ، كاش صد هزار / بودي كه ديـدمي رخت از صد هزار چشم