دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

در هر قدم نشینم و خیزم میان راه ؛ پیری، بر این جوانی من گریه می‌کند/ فردا مدینه نشنود آوای گریه‌ام ؛ بر مرگ ناگهانی من گریه می‌کند

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

ياس ها ياد آور پروانه اند ... ياس ها پيغمبران خانه اند / حضرت زهرا دلش از ياس بود .. دانه هاي اشكش از الماس بود

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

سربسته بِه ؛ که بعد حمایت ز حقّ ِ تو / در اختیار من نَبُــوَد دست ِ من ؛ علی‌ !

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

تـوي آسـمـون قـلــــبـم مـي نـويـسـم بـا گل يـاس ... كه من از بچگي بودم مـريـد حـضـرت عــبّـاس

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

مــی کِـشــد خجلــت عـلــی از محضـرت / یــاس دادی، می دهد نیلوفــرت

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

دل خوش از آنیم که به حج میرویم ... غافل از آنیم که به کج میرویم / کعبه به دیدار خدا میرویم ... او که همینجاست کجا میرویم

باران بهاری
یاسس.jpg باران بهاری
در مشاعره

در شبان ما كه شد خورشید؟ یاس / بر لبان ما كه می‌خندید؟ یاس

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

نوکری ننگ است اما گاه دارد افتخار ... هر که نوکر بر حسین گردید آقایی کند

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

در های خُلد بر رخ من باز می کنی ؛ از مِهر ، همره دو لبت یک کلام کن / این کعبه بازویش حجرالاسود ِ علی ست؛ زینب بیا و با حجرم استلام کن

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

تو حاضری و منم غایب از رسیدنها ... دعا کنی تو برایم ظهور خواهم کرد

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

کشتی کون و مکان پهلو گرفت / چونکه زهرا دست بر پهلو گرفت

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

هلا اهل حرم بیرون بیایید ... حسین آهنگ میدان کرده اینک

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

داغ عطر یاس زهرا زیر ماه / می‌چكانید اشك حیدر را به راه

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

لب تشنه ام از سپیده آبم بدهید ... جامی ز زلال آفتابم بدهید / من پرسش سوزان حسینم یاران ... با حنجره عشق جوابم بدهید

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دست، از بازوی بشکسته خجل / بازو از دستی که شد بسته ، خجل