دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الهه
الهه
در مشاعره

من به تو فکر می کنم هرشب /// به صدای تو پشت این خط ها

این ارسال را بازنشر کرده است.
دینا
دینا
در مشاعره

دو زلفونت بود تار ربابم/ چه میخواهی از این حال خرابم//ته که با مو سر یاری نداری/ چرا هر نیمه شو آیی به خوابم

avaserya
avaserya
در مشاعره

یک نعره مستانه ز جایی نشنیدیم***ویران شود این شهر که میخانه ندارد

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

ز ماه آسمان گردد در و بام نظر روشن / درون خانۀ دل را بود مهتاب بیداری

avaserya
avaserya
در مشاعره

همه خفتند و به غیر از من و پروانه و شمع***قصه ما دو سه دیوانه دراز است هنوز

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

نیست در دیدۀ هجرت زدگان نقش دویی / غیر یک صورت از آیینۀ تصویر مخواه

avaserya
avaserya
در مشاعره

صفایی ندارد ارسطو شدن***خوشا پر گشودن پرستو شدن

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

در محیط عشق بی تابی بود باد مراد / برد کف را بر کران زین بحر خون آشام رقص

avaserya
avaserya
در مشاعره

فراموشم نکن چون من فراموشت نخواهم کرد***تو در من آتشی هستی که خاموشت نخواهم کرد

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

مردم سنجیده کم گویند حرفی را دوبار / می شود قند مکرر گرچه از تکرار ، حرف

avaserya
avaserya
در مشاعره

عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران***ساده دل من که قسم های تو باور کردم

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

رقص هرجا هست باغ و بوستان در کار نیست / بزم را از نونهالان می کند بستان سماع

avaserya
avaserya
در مشاعره

روم به جای دگر..دل دهم به یار دگر***هوای یار دگر دارم و دیار دگر

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

یکی هزار شود قطره چون به بحر رسد / ز صاحبان نظر توتیا دریغ مدار

avaserya
avaserya
در مشاعره

دانی که چرا سر نهان با تو نگویم***طوطی صفتی طاقت اسرار نداری