دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در مشاعره

ماییم که تا مهر تو اموخته ایم/ چشم از همه خوبان جهان دوخته ایم

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در مشاعره

تو به کردم که تا جانم بر جاست / من کج نروم نگردم از ، سیرتِ راست

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

اي همه آرامشم از تو پريشانت نبينم / چون شب خاكستري سر در گريبانت نبينم

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

مراد اهل طریقت لباس ظاهر نیست / کمر به خدمت سلطان ببند و صوفی باش

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در مشاعره

در اشیان به خیال تو انقدر ماندم / که غنچه شد، گلِ پرواز ،در گلسنانم

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در مشاعره

من نیم دهان دارم اخر چه قدر خندم/او همچو درخت گل خندست ز سر تا پا

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

تمام بی کسی ام بی اراده می‌گرید / بر استخوان ِ پُر از درد ِ شانه ای بی رحم

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در مشاعره

مارا بس است به گوشه یِ التفات/ این صید رام رابه کمان می توان گرفت

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند / از گوشۀ بامی که پریدیم پریدیم

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در مشاعره

یک خانه پُر زِ مَستان ، مَستان ، نو ،رسیدند/ دیوانِگانِ بَندی زنجیر ها دریدند

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
در مشاعره

دردمندی من سوخته ی زار و نزار//ظاهرا حاجت تقریر و بیان این همه نیست

محمّدحسین
محمّدحسین
در مشاعره

تشنگان وادی عشقت ز چشم / بر سر آبند و از دل بر سراب

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

مي رود عمر عزيز ما، دريغا چاره چيست ... دي برفت و ميرود امروز و فردا، چاره چيست

اتا
اتا
در مشاعره

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم ...بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
در مشاعره

تا شوم حلقه به گوش در میخانه ی // هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم