دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
ALI SAVAEDI
ALI SAVAEDI
در مشاعره

نرو دستم به دامانت نگو دیگر نمی آیی /// که می میرم غریبانه امان از درد تنهایی

سید احمد ثاراللهی
سید احمد ثاراللهی
در مشاعره

مي يابم از خود حسرتي باز از فراق کيست اين ... آماده ي صد گريه ام از اشتياق کيست اين ---> وحشي بافقي

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در مشاعره

نخست روز که دیدم رخ تو دل می گفت /اگر رسد خلخلی خون من به گردن چشم

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

روز من هم شبی به سر برسد، صبح شاید به تو خبر برسد/ ؛ اعتمادی به روزگار نکن

velveshia
velveshia
در مشاعره

یکی تیغ داند زدن روز کار.......یکی را قلمزن کند روزگار

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

اینجا همیشه منظره بر عکس قصه‌هاست / دریا پر از مسافر و ساحل پر از پری

جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
در مشاعره

دل خرابی میکند دلدار را آگه کنید / زینهار ای دوستان جانِ منو جانِ شما

مامان
مامان
در مشاعره

دوش می امدو رخساره بر افروخته بود...تا کجا باز دل غم زده ای سوخته بود

razie
razie
در مشاعره

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد...در دام مانه باشد صیاد رفته باشد

velveshia
velveshia
در مشاعره

یار مردان خدا باش که در کشتی نوح.....هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را

razie
razie
در مشاعره

نمی‌بینم از همدمان هیچ بر جای...دلم خون شد از غصه ساقی کجایی

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

دل به چشم تو باختم اما، با غرور تو ساختم اما / آه مظلوم دردسر دارد سر این یک قلم قمار نکن

razie
razie
در مشاعره

نابرده گنج رنج میسر نمی شود.. مزد ان گرفت که جان برادر کار کرد....///////البته این شعر در ایران صدق نمی کند

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

در نگاهت غرور می‌بینم اینقدر بد نباش شیرینم / سوی فرهاد هم نگاهی کن خسروان را فقط شکار نکن

razie
razie
در مشاعره

یارب این شاخه گل(باران بهاری)از شش جهتش دار نگاه...این دعا کردم و از شش جهت امین امد