دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم*
*با دوست بگوییم که او محرم راز است*
• شما ميتوانيد شعر مورد نظر را با توجه به ‌[حرف آخر] مصرع پست قبل،شروع كنيد
• لطفا تا ارسال پست بعدي صبر كنيد
• لطفا قبل از ارسال پست جديد،به پست قبل حتما دقت كنيد
• هر پستي كه نابجا ارسال شود،حذف ميشود
• از مشاعره با اشعار سپید و نو بپرهیزید

جزئیات گروه

شناسه 94
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 13706 پست
عضو 849 کاربر
طرفدار 75 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 10
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 15
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 12

کاربران گروه

(845 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مشاعره
شناسه‌: 94 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
velveshia
velveshia
در مشاعره

امشب سبکتر می‌زنند این طبل بی‌هنگام را .........یا وقت بیداری غلط بودست مرغ بام را

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در مشاعره

دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود /تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در مشاعره

باده لعل لبش کز لب من دور مباد/راح روح که وپیمانه کیست

ALI SAVAEDI
ALI SAVAEDI
در مشاعره

در دلم تا برق عشق او بجست /// رونق بازار زهد من شکست

velveshia
velveshia
در مشاعره

تو پادشاهی گر چشم پاسبانان همه شب........ به خواب درنرود پادشا چه غم دارد

اتا
اتا
در مشاعره

در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز ...چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود //دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم ...خم می دیدم خون در دل و پا در گل بود

Tina
Tina
در مشاعره

اشنايي نه غريبست كه دلسوز من است....چون من از خويش برفتم دل بيگانه بسوخت

اتا
اتا
در مشاعره

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر.. راه مرگ است این یکی بی مونس و تنها چرا؟

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

نعیم روضۀ رضوان بذوق آن نرسد / که یار نوش کند باده و تو گویی نوش

اتا
اتا
در مشاعره

شهریارا غم آوارگی و دربدری ..شورها در دلم انگیخته چون نوسفران

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در مشاعره

تا دل مسکین من در اتش حسنش فتاد/گاه می سوزد چوعودوگه دمی خوش می کشد

باران بهاری
باران بهاری
در مشاعره

تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد / تا بود فلک شیوۀ او پرده دری بود

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥
در مشاعره

ترسم که ببینی رخ همچون قمرت /// کس باز نیاید دگر اندر نظرت

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری
در مشاعره

تاب در زلف داد وهر مویش/در دلم صد هزارتاب انداخت

جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿
در مشاعره

در خم زلف تو آن خال سيه داني چيست / نقطه دوده كه در حلقه جيم افتاده است