گـلـپــری
رفتم ساندویچی، میگم آقا یه هات داگ با سس مخصوص بدین. میگه میل می کنید؟ میگم: بله، دستتون درد نکنه )گشت مبارزه با فتنه پـَ نه پـَ ، واحد سیار غذاخوری ها و رستوران ها(
Glee
رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارین، میگه بال مرغ؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ بال هواپیما، چندتا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم
Glee
رفتم رستوران یارو میگه غذا میل دارید قربان؟پ نه پ اومدم ببینم اینجا حقوق خوبه؟از کارت راضی هستی یا نه
Glee
تصادف شده زنگ زدم اورژانس میگه کسی صدمه دیده پ نه پ زنگ زدم بگم همه سالمن نگران نشو
Glee
به بابام میگم تلویزیونو بزن کانال دو ... میگه روشنش کنم ؟ پَـــ نَ پَــــ تو بزن دو ... من هُل میدم روشن شه ....
Glee
دوازده شب رسیدم دم خونه کلید نداشتم به داداشم زنگ زدم میگم یواش درو باز کن بقیه بیدار نشن .میگه در خونه رو؟ پَـــ نَ پَـــ در یخچالو!!! سر شب گرمم بود رفتم پشت تخم مرغها خوابیدم.!!!
Glee
پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟ میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم. میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور بدیم اگه یوخت اتفاقی افتاد هول نشیم...
Glee
مامانم سفره پهن کرده بود ,بهش گفتم میخوای شام بیاری؟ گفت: پـَــــــــ نَ پَـــــــــ میخوام گلای سفره رو اب بدم
باران
با نامزدش رفته طلافروشي حلقه بخره. فروشنده ميگه: واسه نامزدي ميخواين؟ - پـَـ نه پـَـ ! سر صحنه فيلمبرداري ارباب حلقه ها بوديم، حلقه کم آورديم، اينه که مزاحم شما شديم!
باران
لپتاپ رو پامه دارم باهاش کار ميکنم. اومده تو اتاقم. ميگه: لپتاپت روشنه؟ - پـَـ نه پـَـ ! رو زمين داشت گريه ميکرد، گذاشتمش رو دلم آروم بگيره. بعد بش ميگم کاري داري باش مگه؟! - پـَـ نه پـَـ ! صدا گريهاش تا تو اتاق من ميومد، اومدم بهت بگم گناه داره بغلش کن!
باران
رفتم جلسه ثبت نام، يک ساعت وايسادم. طرف اومده ميگه: ميخواي ثبت نام کني؟ - پـَـ نه پـَـ! اومدم حالتو، احوالتو، سفيد رويتو، سيه مويتو ببينم، بروم...!
باران
پدربزرگم فوت کرده، تو قبرستونيم. دوستم زنگ زده ميگه: کجايي؟
ميگم: قبرستون.
ميگه: واسه چي؟
ميگم: واسه پدربزرگم.
ميگه: اِ، فوت کرد؟
- پـَـ نه پـَـ ! تمريني اومديم مانور بديم اگه يه وقت اتفاقي افتاد هول نشيم!