دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مجموعه‌ی جملاتِ طنز "پـَـَـ نــه پـَـَــ"
قبل از ارسال، از عدم وجود جمله‌ی مشابه اطمینان حاصل نمایید.

جزئیات گروه

شناسه 445
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع سرگرمی و تفریح
ارسال 1192 پست
عضو 546 کاربر
طرفدار 6 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 34
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 440
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 91

کاربران گروه

(540 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

پَ نه پَ
شناسه‌: 445 · سرگرمی و تفریح
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
گـلـپــری
گـلـپــری

رفتم ساندویچی، میگم آقا یه هات داگ با سس مخصوص بدین. میگه میل می کنید؟ میگم: بله، دستتون درد نکنه )گشت مبارزه با فتنه پـَ نه پـَ ، واحد سیار غذاخوری ها و رستوران ها(

Glee
Glee

رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارین، میگه بال مرغ؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ بال هواپیما، چندتا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم

Glee
Glee

رفتم رستوران یارو میگه غذا میل دارید قربان؟پ نه پ اومدم ببینم اینجا حقوق خوبه؟از کارت راضی هستی یا نه

Glee
Glee

تصادف شده زنگ زدم اورژانس میگه کسی صدمه دیده پ نه پ زنگ زدم بگم همه سالمن نگران نشو

Glee
Glee

به بابام میگم تلویزیونو بزن کانال دو ... میگه روشنش کنم ؟ پَـــ نَ پَــــ تو بزن دو ... من هُل میدم روشن شه ....

Glee
Glee

دوازده شب رسیدم دم خونه کلید نداشتم به داداشم زنگ زدم میگم یواش درو باز کن بقیه بیدار نشن .میگه در خونه رو؟ پَـــ نَ پَـــ در یخچالو!!! سر شب گرمم بود رفتم پشت تخم مرغها خوابیدم.!!!

Glee
Glee

پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟ میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم. میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور بدیم اگه یوخت اتفاقی افتاد هول نشیم...

Glee
Glee

مامانم سفره پهن کرده بود ,بهش گفتم میخوای شام بیاری؟ گفت: پـَــــــــ نَ پَـــــــــ میخوام گلای سفره رو اب بدم

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

زنگ زدم عکاسی نوبت بگیرم واسه عکس گرفتن، @•– - Mαт - – گوشی رو برداشته، میگم ببخشید خانم امروز وقت خالی کی دارید؟ @•– - Mαт - – میگه واسه عکس گرفتن؟ پـــ ن پـــ واسه اینکه با خونواده خدمت برسیم!!! بعد @•– - Mαт - – میخنده میگه 6 وقت داریم. بهش میگم قبل از 6 هم کسی نوبت داره؟ میگه پـــ ن پــــ امروز رو کلا واسه شوهر آیندم خالی کردم.

باران
باران

با نامزدش رفته طلافروشي حلقه بخره. فروشنده مي‌گه: واسه نامزدي مي‌خواين؟ - پـَـ نه پـَـ ! سر صحنه فيلم‌برداري ارباب حلقه ها بوديم، حلقه کم آورديم، اينه که مزاحم شما شديم!

باران
باران

لپ‌تاپ رو پامه دارم باهاش کار مي‌کنم. اومده تو اتاقم. ميگه: لپ‌تاپت روشنه‌؟ - پـَـ نه پـَـ ! رو زمين داشت گريه مي‌کرد، گذاشتمش رو دلم آروم بگيره. بعد بش مي‌گم کاري داري باش مگه؟! - پـَـ نه پـَـ ! صدا گريه‌اش تا تو اتاق من ميومد، اومدم بهت بگم گناه داره بغلش کن!

باران
باران

مرغ رو از فريزر درآوردم. ميگه مي‌خواي غذا درست کني‌؟ - پـَـ نه پـَـ ! خانوادش اومدن، ميخوان از سردخونه ببرن خاکش کنن!

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران
باران

رفتم جلسه ثبت نام، يک ساعت وايسادم. طرف اومده ميگه: مي‌خواي ثبت نام کني؟ - پـَـ نه پـَـ! اومدم حالتو، احوالتو، سفيد رويتو، سيه مويتو ببينم، بروم...!

باران
باران

پدربزرگم فوت کرده، تو قبرستونيم. دوستم زنگ زده ميگه: کجايي؟ ميگم: قبرستون. ميگه: واسه چي؟ ميگم: واسه پدربزرگم. ميگه: اِ، فوت کرد؟ - پـَـ نه پـَـ ! تمريني اومديم مانور بديم اگه يه وقت اتفاقي افتاد هول نشيم!

حسین
حسین

با دوستم رفتیم لب دریاچه ارومیه... دوستم می گه اینک سفیدا نمکه؟!! میگم : پـَـــ نــه پـَـــ اینا پودر بچه ست، ریختیم تا دریاچه از شوری و بی آبی نسوزه طفلک...