دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مجموعه‌ی جملاتِ طنز "پـَـَـ نــه پـَـَــ"
قبل از ارسال، از عدم وجود جمله‌ی مشابه اطمینان حاصل نمایید.

جزئیات گروه

شناسه 445
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع سرگرمی و تفریح
ارسال 1192 پست
عضو 546 کاربر
طرفدار 6 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 34
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 440
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 91

کاربران گروه

(540 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

پَ نه پَ
شناسه‌: 445 · سرگرمی و تفریح
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
mohade3
mohade3

عصر با دو ستم داشتیم می رفتیم بیرون به راننده تاکسی گفتم مرسی اقا همین جا نگه دارین برگشته می گه پیاده می شین...گفتم پ ن پ می خوا م سوار شم..

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

رفتم سوپري سر كوچه ميگم يه نوشابه بده ميگه خنك باشه تا امدم بگم پ يقه ام چسبيد كه جرات داري بگو پ ن پ ميگم بابا اين حرفا چيه بزرگتري گفتن كوچيكتري گفتم ميخواستم بگم پنير داري گفت آره كليوي ميخواي?گفتم پ ن پ متري!! اين و گفتم زدم به چاك

فرشاد
فرشاد

وای عجب شهری، عجب آدم کشی/ پـَــ نــه پـَــ ماییم و صدها دلخوشی /پســرانش جملگی فاســد شدند.../ پـَــ نــه پـَــ در کار حق وارد شدند.../ دختــران اینجا دمـا دم عاشـــق انــــد/ پـَــ نــه پـَــ دنبال درس و کوشش اند/ پــهلوانــان وطــن را می کــُـشنــد... /پـَــ نــه پـَــ حلوا و حلوا می کننـد.../ مجرم و دزد و فــــراری گشتــه ایـــم../ پـَــ نــه پـَــ با حوریان بنشسته ایم.. /سهم معشوقــانِ اینجـا شد اسیــــد../ پـَــ نــه پـَــ شهزاده با اَسبش رسید../ محض خنده بوده این شعرم همین../ پـَــ نــه پـَــ پاشو بریم زندان اویـن...

این ارسال را بازنشر کرده است.
فرشاد
فرشاد

خیام.....بگذار قلم را به غزل بسپارم/ شاید گره ای باز شود از کــــارم/ پرسید: مگر تو هم غزل می گویی؟/ گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ !! فقط رباعـــی دارم

فرشاد
فرشاد

زنده شد خنده دوباره با نوای پـَـَـ نــه پـَـَــــ /دل ما شاد شد ازخاطره های پـَـَـ نــه پـَـَــــ/ هرکسی هرسخنی داشت برایت بنوشت /ذهن مابازشد از ذهن رسای پـَـَـ نــه پـَـَــــ /باصدای توبه لبخنــــد کمی راضــــی شــد/ دل غمگین و صدایم به صدای پـَـَـ نــه پـَـَــــ /پیـــج ها مانده و درمانده شدند از هنـــرت /خودمانیم همه افتاده به پای پـَـَـ نــه پـَـَــــ/ نمره دادی به همه لایـــک زدی پست مرا /اگــرم لایــک نخوردم به فدای پـَـَـ نــه پـَـَــــ /هرکــه زوری زدو خلاقـــیتی حاصل کـــــرد /همه را ریخت به عشق توبه پای پـَـَـ نــه پـَـَــــ/ شعــر ناقابلــی از عقــل کمم بیــــرون زد /نامه ای ساده زدم باز بــرای پـَـَـ نــه پـَـَــــ

این ارسال را بازنشر کرده است.
حُـجَّتـــ
29469114203432012193.jpg حُـجَّتـــ

پَــــ نَ پـَـــ ! تصویری

حُـجَّتـــ
حُـجَّتـــ

سوسکه رو کشتم جنازشو ورداشتم بندازم بیرون. داداشم بین راه نگاه میکنه میگه کشتیش؟ میگم : پ نه پ .. تو دستشویی خوابش برده بود دارم میبرمش سر جاش بخوابه

Glee
Glee

بهش می گم با من ازدواج می کنی؟ می گه داری بهم پیشنهاد می دی؟ پـَـ نه پَــ، می خوام غیر مستقیم حالیت کنم مامانت تصادف کرده بری بیمارستان

Glee
Glee

به داداشم می گم برو عصای آقاجون رو بیار؛ می گه مگه آقاجون می خواد بره؟ پـَـ نه پَــ، می خواد به اذن پروردگار عصا رو تبدیل به اژدها کنه

Glee
Glee

رفتم آسایشگاه برای دیدن سالمندان مسئول اونجا می گه: اومدی عیادت؟ پـَـ نه پَــ، اومدم 2 تا از این پیرمردها رو ببرم بزرگ کنم

Glee
Glee

زنگ زدیم 110 می گم آقا این جا دزد اومده، ما گرفتیمش لطفاً کسی رو بفرستید. می پرسه می خواهید ازش شکایت کنید؟ پـَـ نه پَــ، زنگ زدیم بگیم وسیله همراش نیست شما تا یه جایی برسونیدش، تو خیابون نمونه این موقع شب

Glee
Glee

شمع های ماشینم سوخته، رفتم تعمیرگاه می پرسه عوضشون کنم؟ پـَـ نه پَــ، فوتشون کن تا صد سال زنده باشی

Glee
Glee

هفته پیش مریض شدم، رفتم آمپول بزنم … آمپولارو دادم به پرستاره …میگه آمپول بزنم؟ پَ نه پَ توش آب پر کن تفنگ بازی کنیم

Glee
Glee

رفتم خونه دوستم کامپیوترش خرابه… میگم پاورت سوخته کامل! میگه یعنی یکی دیگه بگیرم ؟ میگم پَـــ نَ پَــــ سوختگیش جدی نیست پماد سوختگی بزنی خوب میشه

Glee
Glee

واسه استخدام رفتم یه شرکتی خانومه میگه :شما برای آگهی استخدام اومدین؟ گفتم پـَـَـ نَ پـَـَــــ اومدم بگم اصلا رو من حساب نکنین