بهار
زخم هایت را پنهان کن .. اینجا مردم ! زیادی با نمک شدن .
بهار
هرگاه عاشقانه کسی را دوست داری گرگی بنام تقدیر ان را از تو میگیرد ؛ هرگاه نمیخواهی فراموش کنی کسی به اجبار جای او را میگیرد و هرگاه میخواهی با یادش عمرت را سپری کنی مرگ جانت را میگیرد .
avaa
خیلیا دوس دارن بدونن کی میمیرن..خیلیا میترسن بهش فکر کنن..بعضیا حتی کارت اهدای عضو دارن بعضیا ازین قضیه نفرت دارن...من ولی هاج و واج نمیدونم کدومش درسته اصن کدومش باب میلمه...میدونی حسی نسبت به اینکه یه قبر برا خودم بخرم و بعضی وقتا برم توش بخابم و با خدا رازو نیاز کنم ندارم..دراین موارد معنی وحشت رو نمیفهمم..بیشتر شاید دلم بگیره تا وحشت کنم...اگه بدونم فردا میمیرم خیلی کارا دارم ولی نمیدونم کدوم اولویت اصلیه اینکه اول خونه رو مرتب کنم تا بگن چه خانوم باسلیقه ای بود یا برم تند تند قرآن بخونم یا بشینم زار بزنم خدا باز بهم مهلت بده یا مثلن از همه حلالیت بطلبم...مرگ به غیرمنتظره بودنش شده مرگ..کارای زیادی داریم هرلحظه منتظر این مهمون باشیم که وقتی گف حاضری بگیم اوهوم بریم
avaa
نمیدونم کدومش درسته:اینکه از خدا هرچی بخای چیزی از بزرگیش کم نمیشه بهت بده یا اگر حاجتی داری و بهت تعلق نمیگیره حکمتی داره یا گناهی مرتکب شدی که لایق لطف و رحمت خدا نیستی...من همیشه بین این سه گزینه گیر کردم!هوم....
بهار
سارا بير آيدي بيزيم اللره آيسز گجه لر ----------------- بير اوجا سسدي قولاق وئر اونا هايسز گجه لر سارا بير باغدي طبيعتدن آليب قول بوداقی ----------------- بير شيرين ماهنيدي یانلیزاوخیار ائل دوداقی
بهار
ازآدمها فاصله میگیرم ودرطبیعت میگردم نه بخاطراینکه طبیعت مرا یاد اومی اندازد... طبیعت هم همان ادامه آدمهاست
بهار
ببار ای باران ، ببار که غم از دلم رفتنی نیست، اشکهای روی گونه ام دیدنی نیست. ببار ای باران که این تنهایی تمام شدنی نیست، آن لحظه های زیبا تکرار شدنی نیست. ببار ای باران که شعر تلخ جدایی خواندنی نیست ، غم تلخی که در سینه دارم فراموش شدنی نیست
بهار
هنوز هم نمیدانم اینجا چه فصلیست ، که من کال ماندم و به تو نمی رسم !
بهار
درد ، مرا انتخاب کرد من ، تو را تو ، رفتن را آسوده برو ! دلواپس نباش من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم