amir
عمو عباس کجایی...............کودکان تنها چشم امیدشان به تو است پس امیدشان را نا امید نکن و با اب بازگردد...عباس مانند باز شکاری خود را به فرات می رساند لشگر دشمن از علمدار حسین واهمه دارد پس نزذدیک عباس نمی شود ...عباس زانو می زند لبانش خشک شده و قلبش اتش می گیرد یک دریا اب رویش است یک مشت اب بر می دارد ناگهن یاد ارباب و طفل رباب می افتد اب را میریزد ومشک را بی امان پر می کند و بسرعت راه خیمه هارا پیش می گیرد عباس خوشحال است که اهل حرم را نا امید نمی کند...ناگهان تیری به مشک می خورد........هر قطره اب که از مشک کم میشود.......امید عباس ناامیدمیشود .........واین گونه بود که اب هم شرمنده عباس شد
amir
روز نهم ماه محرّم الحرام (تاسوعا)در سرزمین کربلا چه گذشت؟
amir
حکم ***قمه زنی*** از دیدگاه هشت نفر از ***مراجع عظام شیعه***
amir
کلام عاشورایی امام رضا علیه السلام
amir
پسر فاطمه میرود به سوی میدان......مادرش در حرم روی سر گرفته قران....با چشم گریان می گفت ......حسین جان
amir
در کلامش یک جهان احساس بود ...........عاشق روی مه عباس بود...... عشق او بر سرور و ارباب خویش.................. شهره در شهر و به هر آفاق بود
amir
مجنون حسینم................ دیوانه عباس
amir
ازکعبه صفای این حرم بیشتر است
amir
اللهم انی أعوذ بک من الکرب و البلاء.
amir
گریۀ فرشتگان در روز عاشورا
amir
حضرت عباس (ع) و چگونگی شهادت آن حضرت
amir
السلام علی الاعضا المقطعات
amir
امشب حرم دیگر علمدار ندارد ....حسین دیگر دلش در حرم است وپایش در میدان چون دیگر علمدار نیست که دشمن از نزدیکی به خیمه ها واهمه داشته باشد............از امشب حسین هم علمدار هم نگهدار خیمه ها است........چقدر مظلوم است پسرفاطمه
amir
بارالهی.......قسمت می دهیم به دو دستان بریده باب الحوائج.......تمام جوانان مارا دختران و پسران ما را رزق حلال....... دامن پاک عطا کن..گرفتاری گرفتاران را برطرف...حاجت حاجتمندان...شفای بیماران .....سلامتی همه پدر ومادران.....وظهور حجت ابن الحسن را هر چه سریع تر بر اورده ساز....آمین