دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در رفاقت رسم ما جان دادن است / هر قدم را صد قدم پس دادن است
هرکه بر ما تب کند جان میدهیم / ناز او را هرچه باشد میخریم

جزئیات گروه

شناسه 423
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 5177 پست
عضو 624 کاربر
طرفدار 31 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 26
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 109
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 22

کاربران گروه

(620 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

رفیق
شناسه‌: 423 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
sina
sina
در رفیق

خوب من باش تو این روزای تاریک منو رها کن از این دنیای سرده کوچیک

sina
sina
در رفیق

من تو هستی تویی که بهترینی تنها نذار بمونم تا اشکامو نبینی

sina
sina
در رفیق

ای بهترین تو اوج بی کسی ها نذار بشم اسیره غم های تلخ دنیا...

sina
sina
در رفیق

بکوش زندگیت سرگذشت درگذشت آرزوهایت نباشد...

sina
sina
در رفیق

حقیقت تنها در زیستن درک می شود نه در گریستن

ܓ☀  فـهــیــمــ ܓ☀
1251050871.jpg ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
در رفیق

ســــــــــــــــــلام بر عزیز .... روزتون بخیر

ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
در رفیق

یه چرندی هم مد شده جدیداً همه میگن، "ولش کنید بره اگه برگشت یعنی‌ واقعا مال شماست"، کفتر بازی داریم می‌کنیم مگه

ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
در رفیق

وقتي مي‌بيني طرفت ديگه به هيچ‌کدوم از رفتارات اعتراض نمي‌کنه، فکر نکن آدم ايده‌آلي شدي.اين زنگ خطره. داره نسبت به تو بي‌تفاوت مي‌شه. بفهم

ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
در رفیق

در این شهر صدای پای مردمی است که همچنان که تو را می بوسند ، طناب دار تو را می بافند ، مردمی که صادقانه دروغ می گوید !

این ارسال را بازنشر کرده است.
ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
در رفیق

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت: ببخشید آقا! من می‌تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟ مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد: مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری... گه می‌خوری تو و هفت جد آبادت، خجالت نمی‌کشی؟ جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش‌های مرد عصبی شود و عکس‌العملی نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد: خیلی عذر می‌خوام فکر نمی‌کردم این همه عصبی و غیرتی بشین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه می‌کنن و لذت می‌برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم. مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد...‬

sina
sina
در رفیق

حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود، دلباخته سفر بود، اما همسفر نداشت. حکایت کسی است که زجر کشید، اما ضجه نزد، زخم داشت و ننالید. گریه کرد اما اشک نریخت. حکایت من،حکایت کسی است که پر از فریاد بود، اما سکوت کرد تا همه ی صداها رو بشنود!!!

sina
sina
در رفیق

در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ، ولی در نماز پایان است . شاید این بدین معناست که پایان نماز آغاز دیدار است.

sina
sina
در رفیق

ای تماشاترین مخلوق خاکی در زمین، آسمانی می شوم وقتی نگاهت می کنم...

sina
gol-roz.jpg sina
در رفیق

من یه گلم...<<<دیدگاه>>>

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
sina
sina
در رفیق

خیال می کردی قلب من تاب شکستن نداره ، منتظری بازم دلم پیش دلت کم بیاره ، مرام من تو عاشقی یکدلی و صداقته ، وقتی میگم نوکرتم این آخر .