دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

در رفاقت رسم ما جان دادن است / هر قدم را صد قدم پس دادن است
هرکه بر ما تب کند جان میدهیم / ناز او را هرچه باشد میخریم

جزئیات گروه

شناسه 423
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 5177 پست
عضو 624 کاربر
طرفدار 31 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 26
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 109
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 22

کاربران گروه

(620 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

رفیق
شناسه‌: 423 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
arezoooo
arezoooo
در رفیق

مثل یک روحی ؛ رها از بند زندان و تنی! دور هم باشی اگر از من ٬ همیشه با منی تو همیشه بی خبر مهمان بغضم می شوی بی هوا از چشم های خسته ام سر می زنی…

arezoooo
R0P8UT[1].GIF arezoooo
در رفیق

تمام جاده های جهان را به جستجوی نگاه تو آمده ام ، پیاده ، این تو و این پینه های پای من ، حالا بگو در این تراکم تنهایی ، مهمان بی چراغ نمی خواهی??

این ارسال را بازنشر کرده است.
ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
128665128685562304362496000642.jpg ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
در رفیق

اگر سنگم زني سنگت ببوسم اگر زهرم دهي زهرت بنوشم اگر غسلم دهي با آب و كافور كفن پاره كنم دستت ببوسم...

ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
r6x8q6ga9yj8ys85ov0.jpg ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
در رفیق

بر سنگ قبرم بنویسید خسته بود و اهل زمین نبود نمازش شکسته بود بر سنگ قبرم بنویسید پاک بود چشمانش که همیشه از اشک شسته بود بر سنگ قبرم بنویسید این درخت بر هر تبر و تیشه ای دسته بود بر سنگ قبرم بنویسید کل عمر پشت دری که باز نمی شد مانده بود خدایا منو اینجوری امتحان نکن خیلی سخته

ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
128665128670204281419290834937.jpg ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
در رفیق

خدا گفت : زمين سردش است چه کسي مي تواند زمين را گرم کند؟ ليلي گفت :من خدا شعله اي به او داد ليلي شعله را توي سينه اش گذاشت. سينه اش آتش گرفت خدا لبخند زد. ليلي هم لبخند زد خدا گفت: شعله را خرج کن.زمينم را به آتش بکش. ليلي خودش را به آتش کشيد خدا سوختنش را تماشا مي کرد. ليلي گر مي گرفت. خدا حظ مي کرد ليلي مي ترسيد… مي ترسيد آتش اش تمام شود. ليلي چيزي از خدا خواست. خدا اجابت کرد. مجنون سر رسيد . مجنون هيزم آتش ليلي شد. آتش زبانه کشيد . آتش ماند . زمين خدا گرم شد خدا گفت : اگر ليلي نبود زمين من هميشه سردش بود

ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
در رفیق

خدایا چرا من ؟ ... آرتور اش قهرمان افسانه ای تنیس هنگامی که تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت، با تزریق خون آلوده، به بیماری ایدز مبتلا شد. طرفداران آرتور از سر تا سر جهان نامه هایی محبت آمیز برایش فرستادند. یکی از دوستداران وی در نامه خویش نوشته بود: "چرا خدا تو را برای ابتلا به چنین بیماری خطرناکی انتخاب کرده؟" آرتور اش، در پاسخ این نامه چنین نوشت: در سر تا سر دنیا بیش از پنجاه میلیون کودک به انجام بازی تنیس علاقه مند شده و شروع به آموزش می کنند. حدود پنج میلیون از آن ها بازی را به خوبی فرا می گیرند. از آن میان قریب پانصد هزار نفر تنیس حرفه ای را می آموزند و شاید پنجاه هزار نفر در مسابقات شرکت می کنند پنج هزار نفر به مسابقات تخصصی تر راه می یابند. پنجاه نفر اجازه شرکت در مسابقات بین المللی ویمبلدون را می یابند. چهار نفر به مسابقات نیمه نهایی راه می یابند. و دو نفر به مسابقات نهایی. وقتی که من جام جهانی تنیس را در دست هایم می فشردم هرگز نپرسیدم که "خدایا چرا من؟" و امروز وقتی که درد می کشم، باز هم اجازه ندارم که از خدا بپرسم :"چرا من؟"

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
zz.jpg ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
در رفیق

كسی می تواند در پای عشق بمیرد كه پیش از آن زندگی در پیش چشم های وی مرده باشد

ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
در رفیق

این روزا عادت همه رفتن و دل شكستنه درده تمومه عاشقا پای كسی نشستنه

ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
در رفیق

می خواهم عروسک وار زندگی کنم تا اگر سرم به سنگ خورد نشکشند تا اگر دلم را کسی شکست چیزی احساس نکنم تا اگر به مشکلات زندگی برخوردم بی پروا به آغوش صاحبم که دخترک کوچکی بیش نیست پناه آورم اما نه …... چه خوب است که همین انسان خاکی باشم اما سنگ به سرم نخورد کسی دلم را نشکشند و مشکلات مرا از پای درنیاورد

ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
ღ♥ღ eliii ღ♥ღ
در رفیق

خیلی وقت بود که نوشتن برام مشکل شده و یا بهتر بگم یادم رفته ، زندگی یا گذشتن هر ثانیه ای از گذر عمر شده مشکل ، راستی کسی پیدا میشه که با کلمه مشکل بیگانه و نا آشناباشه ؟ هر کاری رو میخواهی شروع کنی هی مشکل و هی دردسر بعد از گذشت این همه سال ، فکرهایی که میکردیم و خیالهایی که داشتیم هنوز انگار در اول راهیم ، راهی که مشکل داشت ولی سهل مینمود ولی حال مشکل خود راه نیست که میترساند و خسته مینماید مسافتش برایمان هنوز مشخص نیست . نمی دونم حرفها بزرگ میشن یا مشکلها بزرگش میکنن ؟ راستی هر حرفی واسه آدم بر میخوره ! میدونی چرا ؟ به نظر من که فقط از خستگی هستش ! خستگی از حرف همیشگی بنام مشکل ! فقط می خواهم به همه مادر و پدر و به همه آدمهای روی زمین و به همه کسانی که به نوعی دارن در خونه به نام کشیدن مسئولیت بر روی دوش با سرنوشت خیلی از آدمها بازی می کنن بگویم تا کی ؟ واقعا زندگی مشکل هست ؟ یا ما انسانها مشکلش کردیم ؟

arezoooo
arezoooo
در رفیق

یه مورچه داشته یه دونه برنج رو می‌برده، بهش میگن این چیه؟ میگه: محمد؟

arezoooo
20060209171523[1].gif arezoooo
در رفیق

سلام دوستای گلمممممممممم

sina
sina
در رفیق

باید از آرامش گل ها گذشت ، شادمان چون لحظه دیدار شد بهترین تسکین دل این جمله است ، باید از پیوند تو سرشار شد

sina
sina
در رفیق

:خداوند ، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جستجو کنیم . . .

شقایق
شقایق
در رفیق

چرا عشق کوراست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟