دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادداشت های روزانه دنبالریا . . .
گاهی که گم می کنمت ؛ می بینم جایی در میان روز مرگی هایم ؛ خاک می خوری . . .

از روز هایتان بنویسید . . .

جزئیات گروه

شناسه 228
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 3691 پست
عضو 353 کاربر
طرفدار 40 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 78
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 62
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 29

کاربران گروه

(351 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

روزنوشت
شناسه‌: 228 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
الهه
الهه

نمی گم آدم خوبیم / یدونم . نه ! اما واسه زندگیم زحمت کشیدم و دارم می کشم . . .

الهه
الهه

مادرم اونوقتا که شعر گفتنو تازه شروع کرده بودم دعوام می کرد . فک می کرد از درس و کارام منو میندازه و . . . 7 - 8 سالی گذشت اما الان خیلیم راضی ِ ازم

الهه
الهه

پائیز اسم قشنگیه . . .

الهه
الهه

دلم براش تنگ شده . زیاد .

نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)

مثل هر روز ؛ ساعت 9 صبح :الو سلام عزیزم؛ امروز دیگه میبینمت؟ -سلام نمیدوم بهت خبر میدم........... ساعت 12 شب : چی شدی فدات شم , چرا خبر ندادی ؟ - ببخشید خیلی سرم شلوغ بود

الهه
الهه

چرا عوام فکر می کنن اگه بینیشون عملی باشه یا ابرو نداشته باشن جاش مداد بکشن آدمای با فرهنگ تر و با کلاس تری به نظر میرسن ؟! مادرم امشب می گفت کلاس رابطه ی مستقیم داره با شخصیت .

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

رو میز کامپیوترم برام یادداشت گذاشتی : باهاش تماس بگیر . تو میدونی من تماس نمیگیرم . واسه همین یادداشت میذاری .

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

من دوستای خوبم خیلی کمن . شاید دو تا . . . این بده یعنی ؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهه
الهه

مادرم امشب حرف خوبی زد گفت : خانوم تو دوستای خوبی نداری . دوستی که فقط بخواد با هم جمع شین برین عروسی و گردش و پارتی و . . . دوست نیست . کدومشون تو غمت شریک شدند ؟ مادرم راست می گفت .

الهه
الهه

به من گفت : من آدم با کلاسی هستم !

الهه
الهه

دیشب یه دوره همی داشتم با دوستام . خیلی خوش گذشت . کلی شوخی کردیم و دوستا منو اذیت می کردن که چاقی ( نیستما ! باور نکنین ) . منم برگشتم گفتم به دوستم بقل دستیت چاق تره که باباااااااا یه دوست دیگمو به شوخی گفتم . . . حس کردم دوستم ناراحت شد. صبح زنگ زدم از دلش در بیارم هر چی دلش خواست بهم گفت . . . بخاطر یه شوخی که هیچ کدوم باورش نداشتیم .

الهه
الهه

زندگی چقد کوتاه ِ . درست اونجایی که نباید غافلگیر میشی و می میری . . .

الهه
الهه

روزهای زیادی با گریه در رو بستم و زدم به خیابون ِ بارونی . . . چه پائیزهایی که من باریدم و آسمون گرفته بود . . .

الهه
الهه

بارها به آواتارم نگاه کردم و به خودم لعنت فرستادم . من خودمو هم با این لبخند گول زدم . . . تمام عکسام پر از لبخندهای مصنوعی بوده / یعنی اون روز واقعا خندیده بودم ؟ . . .

الهه
الهه

امشب به مادرم گفت : بهش (الهه ) بگو بره ارشد ثبت نام کنه . . . همیشه دیر میرسه به من . به زندگیم ! مردی که اسمش باباست . . . همونطور که چشمام پر از اشک بود و صفحه ی مانیتورو نگاه می کردم گفتم : وقتش گذشت . دیر رسید . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.