دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گروهی برای دوستداران آثار و همفکران صادق هدایت

جزئیات گروه

شناسه 367
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 74 پست
عضو 114 کاربر
طرفدار 7 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 357
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 406
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 407

کاربران گروه

(112 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

صادق هدایت
شناسه‌: 367 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آزاده ایــرانی
1305893653222050.png.jpeg آزاده ایــرانی

در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد .

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

تنها مرگ است که دروغ نمی گوید. (صادق هدایت)

آزاده ایــرانی
Default.jpg آزاده ایــرانی

زندگی نامه صادق هدایت (دیدگاه)

احسان| ننگ ما*شبکه بارسلونا
احسان| ننگ ما*شبکه بارسل...

دانلود آهنگ "بوف کور" اثر رضا یزدانی که اجازه پخش نیافته است را از لینک زیر دریافت کنید [لينک]

احسان| ننگ ما*شبکه بارسلونا
احسان| ننگ ما*شبکه بارسل...

سرنوشت هدایت استثنائی نیست. این سرنوشت ملت ایران است. سال های سال، مثل دون کیشوت، به جنگ آسیاهای پوسیده رفت. اما معاندینش فقط ابله نبودند، بی رحم و نابه کار هم بودند و در همه شئون، از مقامات فرهنگی گرفته تا اداری، عمیقا ریشه دوانده بود.(جمله ای درباره او )

احسان| ننگ ما*شبکه بارسلونا
احسان| ننگ ما*شبکه بارسل...

حالم که بهتر شد،تصمیم گرفتم که بروم،بروم خودم را گم کنم،مثل سگ خوره گرفته که می داند باید بمیرد.مثل پرندگانی که هنگام مرگشان پنهان می شوند.-صبح زود بلند شدم ،دوتا کلوچه که سر رف بود بر داشتم وبه طوری که کسی ملتفت نشود از خانه فرار کردم ،از نکبتی که مرا گرفته بود گریختم ،بدون مقصود معینی از میان کوچه ها،بی تکلیف از میان رجاله هائی که همه آنها قیافه طماعی داشتند وبه دنبال پول وشهوت می دویدند گذشتم،من احتیاجی به دیدن آنها نداشتم ، چون یکی از آنها نماینده باقی دیگرشان بود:همه آنها یک دهن بودند که یک مشت روده به دنبال آن آویخته ومنتهی به آلت تناسلشان می شد.بوف کور صفحه(52)

احسان| ننگ ما*شبکه بارسلونا
احسان| ننگ ما*شبکه بارسل...

در زندگي زخمهايي هست که مثل خوره آهسته روح را در انزوا مي‌خورد و مي‌تراشد. اين دردها را نميشود به کسي اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که اين دردهاي باورنکردني را جزو اتفاقات و پيش آمدهاي نادر و عجيب بشمارند و اگر کسي بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاري و عقايد خودشان سعي مي کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقي بکنند -زيرا بشر هنوز چاره و دوائي برايش پيدا نکرده و تنها داروي آن فراموشي بتوسط شراب و خواب مصنوعي بوسيله افيون و مواد مخدره است- ولي افسوس که تاثير اين گونه دارو ها موقت است و بجا ي تسکين پس از مدتي بر شدت درد ميافزايد

احسان| ننگ ما*شبکه بارسلونا
احسان| ننگ ما*شبکه بارسل...

صادق هدایت : خدا تو وجود هر کسی گوهری گذاشته که مثل بقیه نعمتاش باید ازش استفاده کرد خودکشی وقتی دیدی که موندنت باعث آزار همه است ، یاد اون گوهر باش و خوب ازش استفاده کن

احسان| ننگ ما*شبکه بارسلونا
احسان| ننگ ما*شبکه بارسل...

ديدار به قيامت ما رفتيم و دل شما را شكستيم همين فکر میکنم این جمله رو پشت عکسش نوشته بوده (آخرین عکسی که برای تمام آشنایانش فرستاد)

احسان| ننگ ما*شبکه بارسلونا
احسان| ننگ ما*شبکه بارسل...

تنها چیزی که از من دلجوی می کرد امید نیستی پس از مرگ بود_فکر زندگی دوباره مرا می ترسانید_من هنوز به این دنیای که در آن زندگی می کردم،انس نگرفته بودم ،دنیای دیگر به چه درد من می خورد. (بوف کور)

احسان| ننگ ما*شبکه بارسلونا
احسان| ننگ ما*شبکه بارسل...

من همیشه زندگانی رابه مسخره گرفتم ؛دنیا؛مردم همه اش به چشم یک بازیچه؛یک ننگ ؛یک چیز پوچ وبی معنی است.می خواستم بخوابم و دیگر بیدار نشوم و خواب هم نبینم؛ولی چون در نزد همه مردم ؛خودکشی یک کار عجیب و غریبی است می خواستم خودم را ناخوش سخت بکنم؛مردنی و ناتوان بشوم و بعد از آنکه چشم و گوش همه پر شد ؛تریاک بخورم تا بگویند ناخوش شد و مرد. (زنده بگور)

احسان| ننگ ما*شبکه بارسلونا
احسان| ننگ ما*شبکه بارسل...

او فهمید همه ی کیف هایی که برای مردم معمولی جایز بود برای کسی که دنیاهائی مافوق تصورات و لذایذ سایرین ایجاد می کرد غیر ممکن بود.و او کوشش می کرد در پسمانده و وازده ی کیف دیگران لذت موهومی برای خودش جستجو بکند. (تجلی)

احسان| ننگ ما*شبکه بارسلونا
احسان| ننگ ما*شبکه بارسل...

افکارپوچ!-باشد،ولی ازهرحقیقتی بیشترمراشکنجه می کند-آیااین مردمی که شبیه من هستندکه ظاهراً احتیاجات و هوا و هوس مرا دارند،برای گول زدن من نیستند؟آیا یک مشت سایه نیستند که فقط برای مسخره کردن و گول زدن من به وجود آمده اند؟آیا آنچه که حس می کنم،می بینم و می سنجم سرتاسر موهوم نیست که با حقیقت خیلی فرق دارد؟ من فقط برای سایه ی خودم می نویسم که جلو چراغ به دیوار افتاده است،باید خودم را بهش معرفی کنم. (بوف کور)

احسان| ننگ ما*شبکه بارسلونا
احسان| ننگ ما*شبکه بارسل...

همین قدر میدانم که از خودم بدم می آید.می خورم ؛از خودم بدم می آید؛راه می روم؛از خودم بدم می آید؛فکر می کنم؛ از خودم بدم می آید.چه سمج؛چه ترسناک.نه؛این قوه مافوق بشر بود.یک کوفت بود...دیگر هیچ چیز به من کارگر نیست.سیانور خوردم؛در من اثر نکرد؛تریاک خوردم باز هم زنده ام.اگر اژدها هم مرا بزند اژدها می میرد...(زنده بگور)

احسان| ننگ ما*شبکه بارسلونا
احسان| ننگ ما*شبکه بارسل...

من همیشه گمان میکردم که خاموشی بهترین چیزهاست .گمان میکردم که بهتر است آدم مثل بوتیمار کنار دریا بال و پر خود را بگستراند وتنها بنشیند.ولی حالا دیگر دست خودم نیست چون آنچه نباید بشود شد...حالا میخواهم سرتاسر زندگی خودم را مانند خوشه انگور در دستم بفشارم و عصاره آنرا.نه. شراب آنرا قطره قطره در گلوی خشک سایه ام مثل آب تربت بچکانم (بوف کور)