دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به گروه سرنوشت خوش آمدید
تو را بر من حرام كردند... نمیدانم این كار خدا بود یا #سرنوشت..!

جزئیات گروه

شناسه 424
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 882 پست
عضو 188 کاربر
طرفدار 3 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 209
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 573
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 115

کاربران گروه

(185 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

سرنوشت
شناسه‌: 424 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
بابک...
بابک...
در سرنوشت

از میانِ مدادهایم "سفید کمرنگ" را برمی گزینم و حضورم را نقاشی می کنم ...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
hamid shakiba
hamid shakiba
توسط موبایل در سرنوشت

سلام به دوستاي دنبالري با صفا

hamid shakiba
hamid shakiba
توسط موبایل در سرنوشت

سلاااام

hamid shakiba
hamid shakiba
توسط موبایل در سرنوشت

سلاام فقط همين ;(

hamid shakiba
hamid shakiba
توسط موبایل در سرنوشت

يعني ميشه الان كه ميدم ٢٠ تا didgah ‎ويسم بياد!

hamid shakiba
hamid shakiba
توسط موبایل در سرنوشت

سلااام ميدم ميدونم كه جواب نميدين

hamid shakiba
hamid shakiba
توسط موبایل در سرنوشت

جكونه ميتوان بود درحالي كه بريايشان معناس ;(

hamid shakiba
hamid shakiba
توسط موبایل در سرنوشت

خسته شدم از هرجي تنهاييه شايد الان بكين خودشو داره سبك ميكنه اينطوري حرف ميزنه بذارين خالي كنم خودمو عيب نداره

hamid shakiba
hamid shakiba
توسط موبایل در سرنوشت

سلام دوستي خوبم خوبين همه؟

hamid shakiba
hamid shakiba
توسط موبایل در سرنوشت

من ماندم تهنااااي تهناااااا من ماندم تهناااا ميان صيل غمهااا

hamid shakiba
hamid shakiba
توسط موبایل در سرنوشت

salaaaam

hamid shakiba
hamid shakiba
توسط موبایل در سرنوشت

salaaam be sahar khizane donbaler. be hamatun shad bas

بابک...
بابک...
در سرنوشت

تو را در روزگاری دوست دارم که... نمی دانند عشق چیست....!

بابک...
بابک...
در سرنوشت

من : سکوت و شب،عاشق هم هستیم و از آن لحظه که خورشید این را فهمیده... زودتر به آسمان می آید تا خروس های بی محل... راحت مان نگذارند!!!

بابک...
بابک...
در سرنوشت

همه برایم دست تکان دادند ، اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ...