دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دست نوشته های شخصی سیاوش پاکسرشت
پیج فیسبوک : [لینک] /> دکلمه‌ها : [لینک]
پست گذاشتن در این گروه فقط توسط مدیر مجاز می باشد ولی خوشحال میشوم نظرات خود را در دیدگاه بیان کنید

جزئیات گروه

شناسه 918
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط مدیر
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 195 پست
عضو 141 کاربر
طرفدار 15 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 284
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 235
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 257

کاربران گروه

(140 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

سردردهای من
شناسه‌: 918 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
سردردهای من
سردردهای من

اومد و چند دقه ای نشست روبروم. فقط چند دقه. کمی نگام کرد. نمیدونم به چی فکر میکرد یا چه خاطره ای باعث شد که اشک تو چشاش جمع شه. بعدم اومد جلوتر و با یه نگاه مهربون و خیلی اشنا بهم لبخند زد و بدون هیچ حرفی رفت. رفت. واسه همیشه. نمیدونم تو چشماش چی داشت و اصلا چرا ، ولی من هنوز که هنوزه ، بعد این همه سال ، وقتی شبا تو تاریکی چشمامو میبیندم و نگاهشو ، لبخندشو به یاد میارم ، اروم میشم. ارومِ اروم.

سردردهای من
187.jpg سردردهای من

همون نگاهو داشت. همون لبخند رو لباش بود. و من باز همونجوری مث قدیم نگاش میکردم. هیچ وقتی نگاهش عوض نشد. حتی وقتی زیر چشاش گود افتاده بود و چشاش ضعیف شده بودن. نگاهش همیشه مهربون بود. همیشه با نگاهش حرف میزد،حتی وقتی که چشاش دیگه هیچ وقت ندیدن. بهش نگاه کردم. با اشاره گقت که برم و کنارش لب پرتگاه بشینم. رفتم. سرشو گذاشت رو پاهام. دستمو گرفت و گذاشت رو صورتش و با هم به دونه های برف که تا اون ته تهای دره میرفتن نگاه میکردیم. ------------- صبح روز بعد یه دسته ی کوه نورد یه جوونو لب پرتگاه یخ زده پیدا کردن. لبخند رو لباش یخ بسته بود

سردردهای من
184.jpg سردردهای من

باد كه بيايد معلوم مي‌شود میمانیم؛ یا نه!

سردردهای من
3db02f0438edd5f4fa7a90ecc846dce4-1262288768.jpg سردردهای من

زمين تا نام تو را شنيد؛ آرام شد؛ چون گربه‌اي دست‌آموز

سردردهای من
سردردهای من

تو! در کنار من، از من خوب گویی و شباهنگام! در کنار دشمنانم مرا تمسخر میکنی!

سردردهای من
179.jpg سردردهای من

روزهای تلخ میگذرد ولی جای خالی آدمها پر نمیشود!

سردردهای من
180.jpg سردردهای من

مي‌لرزد دلم زير پاي این همه مهربانی كه مي‌بیند

سردردهای من
174.jpg سردردهای من

شب ِ غمگيني در پيش است... باد تا صبح... باران تا صبح!

سردردهای من
173.jpg سردردهای من

براي نبودن كه نمي‌خواهد تصميم بگيري... اين بودن است كه تصميم مي‌خواهد

سردردهای من
172.jpg سردردهای من

اين همه زمستان؛ كه در دست‌هاي من بود و بهاري كه تو آوردی...

سردردهای من
171.gif سردردهای من

دستهایت... وقتی در دستای من بود... دنیا جلودارم نبود...!

سردردهای من
170.jpg سردردهای من

یه رفیقی که بیاد بگه : هی رفیق... منم مثل تو تنهام... منم مثل تو زخم خوردم... ولی ما هم دیگه رو داریم هنوز

سردردهای من
163.jpg سردردهای من

تو بودی و من و یک دنیا عشق؛ تو نیستی و منم و یک دنیا خاطره...

سردردهای من
159.jpg سردردهای من

اگر یک قرن هم از رفتنت بگذرد؛ فراموش نخواهی شد

سردردهای من
162.jpg سردردهای من

من بی تو به هیچ مهمانی نمیروم؛ حتی به مهمانی خدا...