دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دست نوشته های شخصی سیاوش پاکسرشت
پیج فیسبوک : [لینک] /> دکلمه‌ها : [لینک]
پست گذاشتن در این گروه فقط توسط مدیر مجاز می باشد ولی خوشحال میشوم نظرات خود را در دیدگاه بیان کنید

جزئیات گروه

شناسه 918
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط مدیر
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 195 پست
عضو 141 کاربر
طرفدار 15 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 284
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 235
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 257

کاربران گروه

(140 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

سردردهای من
شناسه‌: 918 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
سردردهای من
سردردهای من

هروقت تونستید "من" وجودتون رو بگذرین ازش، و معنی "ما" رو بفهمین... بعد برین تو رابطه

سردردهای من
سردردهای من

بالاخره با پول‌های خوردم یه خونه رو پیش خرید کردم جنوب شهر... اتاق بغلی یه دخترس خوشگل، موهای بلند و دم اسب پشتش... شام و ناهارارو با همیم، کرم‌هارو سرخ میکنه خوب میزاره مغزپخ‌شه... شکمش داره گرد میشه کم کم... چند ماه دیگه منم دختر دارم

سردردهای من
سردردهای من

دلم سیگار و یه پنجره می‌خواد

سردردهای من
سردردهای من

راز اول موفقیت و پولدار شدن اینه که پول مفت بابت رفتن به کنفرانس‌ها و همایش‌های اینجوری که آقای ایکس و... سخنرانی میکنن ندی

سردردهای من
سردردهای من

دل‌تنگ‌ی ، دل‌تنگ

سردردهای من
سردردهای من

دو حالت داره يا چيزی رو که هستی رو خيلی دوست داری ولي بقيه ازت متنفرن... يا ازچيزی که هستی بدت مياد ولی بقيه دوستت دارن

سردردهای من
سردردهای من

تو ذات مردهاست که یه وقت‌هایی حتی عزیزترین آدم زندگیشون هم نمیتونه کاری کنه! فقط باید یکم تنها باشن! همین

این ارسال را بازنشر کرده است.
سردردهای من
سردردهای من

سال سوم راهنمای، صبح یکی از روزهای سرد و بارانی زمستان، منوچهر محمدی دبیر ریاضی وارد کلاس شد برخلاف روزهای معمول کنار پنجره ایستاد پنجره را باز کرد به بیرون خیره شد در همان حال نفس عمیقی کشید و گفت: «میدونید تنها جایی که حتما آرزوی آدم برآورده میشه کجاس؟» بعد از چند دقیقه در سکوت نامتعارف کلاس گفت «در حال غرق شدن» ... غرق شدن در آب ، یا در قسمت های عمیق زندگی فرقی ندارد غرق شدن به خودی ِ خود ترسناک است، با گذشت زمان امیدت کم کم سرد می‌شود اما همچنان زنده است با تمام وجود دست هایت را به سمت بالا می‌گیری و منتظر دستی هستی که دستت را بگیرد اما وقتی که دستت را کسی بگیرد امید زنده میشود ، جانی تازه میگیرد بر ترس غلبه می کند،بر تو شروع به وزیدن میکند سخت است دوباره زنده شدن برای کسی که مرگ را تا حدی قبول کرده است ترس برای از پا درآوردن آدم تنها یک رقیب دارد، امید بیش از حد اما اگر این دست نیمه راه دستت را ول کند و تو دوباره شروع به غرق شدن کنی این بار امید کاملا میمیرد و تو در حال غرق شدن «آرزوی مرگ» می کنی این آرزو برآورده می شود و از آن به بعد بدون آنکه بخواهی هر روز میمیری

سردردهای من
d1.jpg سردردهای من

وقتی

سردردهای من
01.jpg سردردهای من

بالا پریدنم...!

سردردهای من
سردردهای من

یه وقتایی هم خسته میشی‌ ...از همه چیز و همه کس خسته میشی‌ ...حتی از باورات!

این ارسال را بازنشر کرده است.
سردردهای من
سردردهای من

یه روزی می فهمی چیکار کردی با من که دیگه نمیرسه دستت بهم

سردردهای من
سردردهای من

حالی ندارم الان... در اولین فرصت حال برسه میارم تقدیم میکنم که شما بگیری

این ارسال را بازنشر کرده است.
سردردهای من
سردردهای من

تفریح من شده آرزو کردن و بش نرسیدن

این ارسال را بازنشر کرده است.
سردردهای من
سردردهای من

يكى به آرزوهام بگه داره دير ميشه