آزاده ایــرانی
و به احساست بیاموز نفس نکشد هوای دل ها آلودست اینجا فاصله یک عشق تا عشق بعدی یک نخ سیگار است
فرشاد
هر بار که سیگاری میبینم تمام وجودم پر از حسادت می شود اخر یادم میاید مرا ترک کردی ولی او را ...هرگز
آناهیتا
آدم ها برای یکدیگر نقش سیگار را بازی میکنند ، همدیگر را می کشند ، لذت می برند ، دود می کنند ، تمام می کنند...و بعد از اندک زمانی ، ...سیگاری دیگر...
mob
از گردن ، حشیشی، میرفت یک شپیشی.... ، فریاد زد : " بگیرید ، این نره اژدها را !!! را "
آناهیتا
میتونی به سیگار معتاد بشی یا الکل ...یا حتی هزار جور کوفت و زهرمار دیگه اما خدا نیاره اون روزی رو که ...به یه آدم معتاد بشی ......... ...خماری این یکی رو سخت میشه تاب آورد
آناهیتا
بعضی آدمها باید مثل جعبه ی سیگار برچسب هشدار داشته باشند تا فراموش نکنی که دوست داشتن آنها فقط برای تو ضرر دارد!!
پسرک
وقتی دلش هوائی میشد .. دستهایش را ول می کرد توی خیال .. آرام قدم میزد کنار تنهائی ...
پسرک
زلزله ی 8 ریشتری میان سلسله جبال آتشفشانیِ ِ جانم درگرفته .. سونامی از جنوب داخلی چشمانم در راه است ..
الهه
آدم ها برای یکدیگر نقش سیگار را بازی میکنند ، همدیگر را می کشند ، لذت می برند ، دود می کنند ، تمام می کنند. ..................و بعد از اندک زمانی ، سیگاری دیگر
آزاده ایــرانی
جیره ی سیگارم را بدهید ! و تنهایم بگذارید با پیاده روی عصرگاهی ! . در من تیمارستانی قصد شورش دارد
علی
به احساست بیاموز نفس نکشد هوای دل ها آلودست اینجا فاصله یک عشق تا عشق بعدی یک نخ سیگار است
my_moral_suicide
دوزاري من يك شب من و دوست كج تر از خودم را توي پيچ واپيچ جاده فشم غافلگير كرد. بعد با آب و تاب فهماندمان ديگر براي عوض شدن خيلي دير شده نه يك روز دير و يك سال دير، خيلي ديرتر همه تقصيرها را هم انداخت گردن بارباپاپا كه تمام صبح هاي دراز دهه شصت، عوض شد و ما را با دهان نصفه باز فاكد آپ بار آورد تا شديم هميني كه شديم دوزاري من همه اين كارها را كه كرد خيلي آرام افتاد. طوري كه نه ما از ايني كه هستيم كج تر شديم نه نمره های درسی رو به نزول رفتند