پسرک
حرف های عاشقانه ایی که دَمِ گوشَت وز وز می کنم .. تورا یاد چه کسی می اندازد ...
پسرک
چه خلقت عجیبی داری خدا ...
پسرک
تمرین کن از ته دل بخندی ...
پسرک
صدایت که در می آید همه هرچه زود تر و سریعتر می خواهند خفه ات کنند؛ نمیشه ما هم دلمان به همین خوش شده که گاهی چرت و پرت بگوئیم ؛ یه مشت اراجیف پشت هم قطار کنیم و سرمان را بالا بگیریم ..
پسرک
باز چشماش مث همیشه پر غرور و خود خواه، سرشم بالا با سینه سپر شده باد انداخت توو غبغبش گفت :"تو مال منی " فک کنم یادش رقته بود که آن بالا یه همین نزدیکی خدایی هم هست ..
پسرک
حیف خاک که بر سر ما کنند .. یادمان رفته که بودیم ...
پسرک
صدایم بوی مرگ گرفته .. شب ها کنار پنجره با عزرائیل نسکافه می خوریم تا خوابمان نبرد .. این هم از شانس خوب ماست ...
پسرک
این غده بدخیم است ... ______________________
پسرک
سرم که درد میگیرد.. مُسَکِنم چشمانم توست ..
faafaa
کشی به همه ی زبانهای مذهبی مسلط است.این تقدم وتاخر هم که گفت فقهی نبود...کلامی بود................واقعا دکتر کشی یک مسلمان واقعی......یک مسیحی راستین.......یک یهودی اصیل..........یک بودایی مادر زاد....یک بهایی معتقد.........یک وهابی متصلب است.........او به گوهر دین رسیده است.................بی وتن..رضا امیر خانی
faafaa
وطن ندارم................روزه ی بی وطن همیشه درست است................بی وتن...رضا امیر خانی
faafaa
همه مارا تله ویزیون ساخته است...ما ایرانی ها به خاطر سریال مرد شش ملیون دلاری به آمریکا آمدیم که خشی سجده کند به دلارهایش و حالا هم به خاطر سریال مردان آنجلس خوبیم و گفته ایم گور بابای هزار دستان....برای همین فردا حتما نمی توانیم وقتی نکیر و منکر پرسیدند."من امامک؟"ادای آهنگ سریال امام علی را با دهان در بیاوریم..داداش...که گور بابای هزار دستان یعنی گور بابای خودمان...آدم شاید روزگاری به خودش فحش دهد ،مثل روز های آخر جنگ...اما هیچ وقت نمی تواند به بابایش فحش بدهد...بابای آدم مثل در مسجد است...نه میشود سوزاندش.....نه میشود کندش....خواستیم بابا ما را عاق نکند...عوق ش کردیم.......بی وتن....رضا امیر خانی
يكتـا
مرا تنها گذاشته اي ، سهم من از تو فقط سوختن است ، انگار بايد بسوزم و تمام شوم ، مرا در كافه اي جا گذاشته اي ؛ مثل سيگاري نيم سوخته ، مثلا رفته اي كه برگردي ... شب از نيمه شب گذشته اما از تو خبري نشده است ... !
پسرک
من مانده ام و خاطراتی با جاسیگاری ام ... هرچه دلش را سوزاندنم دم نزد ..