تــــرانه
تاریک یا روشن، امروز، روز اول احساس ناب ماست.....
تــــرانه
عصری زمستانی وهوایی که کم دیده ای...
تــــرانه
دلتنگی تنها نصیب من بود از تمام زیبایی هایت . . .
تــــرانه
درد میکشم... رنج میبرم... غصه می خورم... (این یعنی موجود زنده ی بی خرج )!!!!!
✔کتــ☾ــے ...
چند روز است سيگارم دلم را مي زند ميلي ندارم... اما بي انصافيست آنطور که تو مرا ترک کردي ترکش کنم شايد دلي در سينه نحيف اش با هر پک مي تپد ... ... ... ... اعتراف مي کنم هيچگاه سيگارم را ترک نخواهم کرد ..... آتش داري ؟؟؟
✔کتــ☾ــے ...
من از حوصله دلگیرم از این "قارچ های غربت" از این تکرار طوطی وار... سيگار می خواهم سيگار... صبر شاید همین نزدیکی هاست صبر شاید از جنس من باشد... هیس!!!! دوستم با لهجه ی اندوه صدایم کرد چشم او اندیشه قاف را افروخت او طعنه زنان میگفت: سيگاری روشن شد.دلی سوخت..
✔کتــ☾ــے ...
زیباییت حالا شبیه دود غلیظی است که هر شب سقف اتاق نقش می بندد ... این سيگار قبل از اینکه تمام شود مرا تمام می کند..! . . . . . . . . . . .این خاکستر که می بینی خاکستر سيگار نیست... تمام خاطرات منند که هر شب با خودم دود می شوند ... .
✔کتــ☾ــے ...
یک صندلی،یک گیلاس و یک سيگار یک قاب که می خندد در کودکی ام یک صندلی رو به دری نیمه باز یک بانگ از هم آوایی یک سيگار خاموش یک گیلاس پر از یأس نوشیدن فاصله ی من تا در... .
✔کتــ☾ــے ...
بی سيگار که که میشوم... اندکی.. فقط اندکی پول خرج میکنم ... و دوباره سيگار دارم اما... جوانی ام .. کوه غرورم را خرج کرده ام هنــــــــوز تو را ندارم ...
✔کتــ☾ــے ...
بوی سيگار بوی کاغذ یاد تو پیچیده بازم در خیالم خواب و خیال،سهم من از یارم از آزادی: اسارت سهم تو: فرار ببین من هنوز هم دلنگرانم به من نگو :وقت ندارم! بوی سيگار بوی کاغذ می خواهم بنویسم : دوستت دارم ...
✔کتــ☾ــے ...
این آخرین سيگار از دود پر می شوم پیاده در پیاده رو تلخ از آسمان می بارم شور می شود برف روی سنگفرش قدم قدم نزدیک می شوم به خستگی تنم از خستگی بالا می رود بالا از شعر پایین می آید و برف ریز ریز برف می بارد *** تنم چرت اش می گیرد فکرم بالا می پرد اوج می گیرد بالا می پرم تا توپ را بگیرم باد می آید گیر می کنم به شاخه ی کاج لخت می شوم پرت می شوم میان جوی آب آب از دهانم پایین می آید