دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

جایی برای استراحت ... و کشیدن یک نخ سیگار ... با آرامش

جزئیات گروه

شناسه 116
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 1223 پست
عضو 548 کاربر
طرفدار 20 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 33
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 184
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 86

کاربران گروه

(545 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مزخرفات بین دو سیـگــار
شناسه‌: 116 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
mob
mob

ای صبا ، نکهتی ، از کوی فلانی ، به من آر ...

my_moral_suicide
my_moral_suicide

آدم اگر سرش به تنش بيارزد ميفهمد بايد خواب آلود تر از اين حرفها باشد .. انقدر خواب آلود كه نه توي كلاس اظهار نظر كند؛ نه توي تخت اظهار علاقه.. نه از ترس تنهايي اظهار تاسف؛ نه توي جمع هاي بيش از دو نفر اظهار وجود .. برويم بخوابيم همگي تا صبح تر از اين نشده..

my_moral_suicide
my_moral_suicide

آنقدر نقطه را اسيد پاشيدی ..اسيد پاشيدم .. تا خورده شد .. گودال شد.. گودالی دراز و سوزناک از ضعف..

زامبــــی
زامبــــی

خاموش و بی دود ...بسپارش به آب

زامبــــی
زامبــــی

با همین ته مانده ها راه میاندازم .. هر سیگار با یک تو !

زامبــــی
زامبــــی

من میــــبوسمت و تو دود میشوی ...!!

زامبــــی
زامبــــی

مــی کشم ... !!

زامبــــی
1nakh-sigar.jpg زامبــــی

یاد مـــی گیرم چگونه سیگار را در دستانم بگیرم و فیل.تــ.رش را با انگشت شصتم بتکانم

زامبــــی
f_513.jpg زامبــــی

به ته سیگارهایتان احترام بگذارید نیندازیدشان زیرپا چرا آدم ها عادت دارند هرکه به پایشان سوخت را می اندازند زیر پا؟! [لینک]

احمد حسينے
1295706083_aaa.jpg احمد حسينے

به دکتر شریعتی گفتند استاد سیگار طول زندگی رو کوتاه میکنه ، دکتر در جواب گفتند من به عرض زندگی فکر میکنم.

پسرک
پسرک

دل تنگی هایش توی آن صورت چین خورده اش هم معلوم بود .. همیشه کنار در می نشست به دور دست ها خیره میشود ؛ بال داشت و پرواز می کرد ، پک میزد به جان سیگار .. غـرق .. انگار روی بالشی خوابیده .. آرام آرام به خودش می آمد ، کلافه ته سیگارش را زیر پا می فشرد و ابروهایش را می داد بالا و :"هووووف ، مرده شورت را ببرند زندگی .."

پسرک
4 پسرک

پسرک
4 پسرک

چه سخته به یه سکوت خندین ..به یه امید لرزیدن ! آسون نیست !

پسرک
پسرک

دست هایم بوی نفس هایت را می دهند .. تازه 19 ساله بودم !

زامبــــی
زامبــــی

مثل اینکه براش خیلی مهم بودم!چون برای همیشه دورمــو خــط کشید : (