دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

جایی برای استراحت ... و کشیدن یک نخ سیگار ... با آرامش

جزئیات گروه

شناسه 116
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 1223 پست
عضو 548 کاربر
طرفدار 20 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 33
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 184
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 86

کاربران گروه

(545 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

مزخرفات بین دو سیـگــار
شناسه‌: 116 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آناهیتا
6294002-lg.jpg آناهیتا

جوانی کجایی که یادت بخیر

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

میگن یه نخ آدمُ آروم میکنه،من موندم همه دوستای من قد یه نخ نیستن

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

روی بند دلم راه نرو پاره میشود، خودت می افتی!

my_moral_suicide
my_moral_suicide

شايد تمام نمکی فهيما افسرده شدن مُردن... میلياردر نفهما هستن هنوز.. ای خدا بگم چی کارت کنه داروين..

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

هوایی شده ام این روزها! دلم باران می خواهد و یک راه جنگلی و تنها قدم زدن...

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

درسته که به من ضرر میزنه اما خودش هم میسوزه ... مثل بعضی آدمای نیست که فقط میسوزونن

الهه
269905_221156321247930_202525056444390_751479_1790101_n.jpg الهه

حالا که رفتــــه ای مـــــرد شـــده ام! بســـته بســته سیگار می کشــــم تا تو را دود کــــنم...!

احمد رضا
احمد رضا

توی کافه‌ فرودگاه یکی پشت سر هم سیگار می‌کشید؛ یکی دیگه رفت جلو گفت: - ببخشید آقا! شما روزی چند تا سیگار می‌کشین؟ - منظور؟ - منظور اینکه اگه پول این سیگارا رو جمع می‌کردین، به اضافه‌ی پولی که به خاطر این لامصب خرج دوا و دکتر می‌کنین، الان اون هواپیمایی که اونجاست مال شما بود! ............- تو سیگار می‌کشی؟ - نه! - هواپیما داری؟ - نه! - به هر حال مرسی بابت نصیحتت؛ ضمناً اون هواپیما که نشون دادی مال منه

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

ما که می ترسیم از هجرت دوست کاش می دانستیم روزگاری که بهم نزدیکیم چه بهایی دارد........

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

ازیـن پـشـت سـیـگـار، ازیـن لـیـوان ه کـ ه پـر نـشـده خـالـی مـیـشـود، از ایـسـتـادن هـای بـی هـدف جـلـوی آیـنـ ه ، ازیـن هـای بـی هـدف، ازیـن گـوشـ ه نـشـیـنـی هـای بـغـض آلـود، ازیـن آشـفـتـگـی ذهـن، ازیـن گـردی هـا ! و حـتـی ایـن گـویـی هـای بـی واژه، هـمـ ه و هـمـ ه خـسـتـ ه شـده ام، ه مـی کـنـم ,هـمـ ه ی چـیـزهـای زمـیـنـیـم مـالِ تـو! هـرچـ ه را خـواسـتـی بـبـر ,نـخـواسـتـی دور بـریـز، تـنـهـا ,مـن را بـ ه پـس بـده..

باران بهاری
باران بهاری

من دود میکنم تمام حوصله ام را از سیگاری که در دست های دیگری زیر قدم های من له می شود...

هسツی
6in4.jpg هسツی

نمی دونی چه با هم شیشن این چهار ... من و تنهایی و سردرد و

ســجـی
ســجـی

یخ بســــــــــته اعتمـــــــــــــــادم زیر بهمن خیانتــــــــــــــــــــ . . . !

باران بهاری
باران بهاری

همسایه ها برای همین خوبند ... می شود با آنها روی برگهای زرد، قدم زد ؛ سیگار های خیس کشید و اسمشان را نپرسید...

پسرک
پسرک

چشم و چراغ من ... بی فروغ که میشوی .. دنیا دور سرم لنگان لنگان میچرخد و زمینم میزند