دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

وقت هایی هست که هیچ وقت فراموش نمی شوند... از وقت های ماندگارتان بنویسید...
از هر گونه کپی-پیست از پست های همین گروه یا از شبکه های اجتماعی دیگر, و همینطور ارسال متن های ادبی خودداری کرده... این گروه فقط متعلق ب وقت های خاص زندگی خودمان است...


لطفن نوشته های خودتون رو با تگ کردن کلمه ی #وقتی شروع کنید...

جزئیات گروه

شناسه 1667
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 9085 پست
عضو 577 کاربر
طرفدار 121 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 29
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 1
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 16

کاربران گروه

(575 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

وقتی...
شناسه‌: 1667 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
باران بهاری
باران بهاری
در وقتی...

دلم بستنی می خواد . . .

باران بهاری
باران بهاری
در وقتی...

دلم فلافل می خواد . . .

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...
در وقتی...

تو را فقط من میشناسم...........

❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥
normal_Avazak_ir-Heart (171).jpg ❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥
در وقتی...

دلم واسه میترایی یه ذره شُده . . .

عاطفه..!
عاطفه..!
در وقتی...

پشت تلفن کم میاری لال میشی مِن مِن میکنی...

ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ
ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ
توسط موبایل در وقتی...

... توی ی دشت آفتابی که هوا عالیه و ... زیر سایه .. ی که باهاش کلی خاطره داری ... با خیال راحت دراز کشیدی و آهنگ مورد علاقتو گوش میدی . . . ; )

مصطفی
مصطفی
در وقتی...

آدم بِ نباشه ؛ نمیشه ام بِ هَم نرسه . . . .

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...
در وقتی...

دوری بهترین راه دوستی .......................واحترام ب طرف مقابله

حامد*مهدی سابق*
حامد*مهدی سابق*
در وقتی...

وقتی که ایگنور شدم ولی بهم تلنگر میزنه خوووو ینی چی این آخه من با تو چیکار کرده بودم موندم

ᵾ ₰ ᵿ ℓ
ᵾ ₰ ᵿ ℓ
در وقتی...

یه دسته گل ِ بی نام ُ برات میفرستن آبروم رفت

amirhosein
amirhosein
در وقتی...

که فکر میکنم نفرین شده ام ... انگار شادی از من دور شده و غم خانه نشین شده....

✌ ᔕᗩᙢᗩ ✌
✌ ᔕᗩᙢᗩ ✌
توسط موبایل در وقتی...

ازپست ھاے من خوشش نمیاد‎

آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در وقتی...

گلرخ بند کفش دکتر رو بست ،نهایت ایثار زن رو دیدم

یاس
یاس
در وقتی...

زیر پام صدای ترق شنیدم و فکر کردم ترقه ای درکار است و آنگاه نگاه کردم و دیدیم سیم برق زیر پای من منفجر شد و داره آتیش میگیره