ZѼ Ȟ Я Ȝ
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشیش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد...
ZѼ Ȟ Я Ȝ
چی شد که سیگاری شدی؟ + یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم.! - چی شد که ترک کردی؟ + یه شب بارون میومد… دیگه تنها نبودم.! - چی شد الکلی شدی و سیگار رو دوباره شروع کردی؟ ...+ یه شب بارون میومد… دوباره تنها شدم.! - چی شد آوردنت اینجا، بستریت کردن؟ + یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم… تو خیابون دیدمش… اون تنها نبود.!