ZѼ Ȟ Я Ȝ
این دهانِ باز و چشم بی تحرک را ببخش/ آنقدر جذابیت داری که حیرت می کنم
ZѼ Ȟ Я Ȝ
باخدا اتمام حجت کردی و باید/ دل به ابلیس قشنگ عشق بسپاری /اینکه دارد از لبانت سیب می دزدد /او که داری بر لبانش سیب می کاری...
ZѼ Ȟ Я Ȝ
و بدين گونه راهی كه می رويم جز به جايی مكرر نمی انجامد خلاف اين راه به راهی ديگر مي پيچم جدا می شوم كه مهِر بورزم از ياد می برم كه به خاطر بسپارم و ديده فرو می بندم كه ببينم ( از کتاب "در بهترین انتظار" - 71 )
ZѼ Ȟ Я Ȝ
گریه کردم ، گریه هم اینبار آرامم نکرد/ هرچه کردم ، هر چه آه ، انگار آرامم نکرد/ روستا از چشم من افتاد ، دیگر مثلِ قبل/ گرمی آغوشِ شالیزار آرامم نکرد/ بی تو خشکیدند پاهایم کسی راهم نبرد/ دردِ دل با سایهی دیوار آرامم نکرد/ خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد/ خواستم اما نشد ، این کار آرامم نکرد/ سوختم آنگونه در تب ، آه از مادر بپرس/ دستمالِ تببُرِ نمدار آرامم نکرد/ ذوق شعرم را کجا بردی؟ که بعد از رفتنت/ عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد