ZѼ Ȟ Я Ȝ
گفتمش بی تو دلم میگیرد ..گفت با خاطره ها خلوت کن گفتمش خنده به لب میمیرد گفت با خون جگر عادت کن گفتمش با که دلم خوش گردد گفت غم را به دلت دعوت کن گفتمش راز دلم را چه کنم گفت با سنگ دلم صحبت کن
ZѼ Ȟ Я Ȝ
خویشتن و مردم را هنگامی می شناسی ، که تنها شوی .
ZѼ Ȟ Я Ȝ
تو مثل رنگ پاییزی و من رنگ زمستانم چگونه دل اسیرت شد، قسم به شب نمی دانم
ZѼ Ȟ Я Ȝ
افسانه ها را رها كن دوري و دوستي كدام است؟؟ فاصله هايند كه عشق را مي بلعند … تو اگر نباشی…….. ديگري جايت را پر ميكند!! به همين سادگي.!!!
ZѼ Ȟ Я Ȝ
سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید، میگه پیاده میشی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم!
ZѼ Ȟ Я Ȝ
ميري مسجد وضو بگيري تا نماز بخوني ميبيني يه آقايي ميرسه ميگه: پسر جان وضو ميگيري؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخوام قزل آلا صيد كنم!
ZѼ Ȟ Я Ȝ
نزدیک تر بیا/ من زنده ام هنوز /اما... نزدیک تر بیا /من روی دست فاصله تشییع می شوم