وقتی به گذشتم برمیگردم و خاطراتمو مرور میکنم...ازبین همه چیزایی که یادم میاد یه تصویر خیلی برام پررنگه...همراهی همیشگی من با #بابام...... یادمه هرجامیرفت کنارش بودم..یادمه انقد رو #بابام حساس بودم که بعضیا عمدا جلوی من اذیتش میکردن تا حرصمو دربیارن و موفق میشدن!!! یادمه حتی باهاش محل کارشم میرفتم.....یاد روزای قشنگ بچگی بخیر...
خوب بخاطر اینکه بتونی تو این گروه فش بدی اول برو یه مخاطب سوری واسه خودت دست و پا کن بعد باهاش بزن بهم و تیریپ شکست عشقی بردار بعد بیا تو این گروه فش بده
نه پرنیان .../ من ناراحت نمیشم .../بگن قشنگه برام مخصوصا برای داستان نوشتن .../ولی حریم خصوصی و خیلی چیزای دیگه هست چه برای مرد و زن که به نظر من نباید گفته بشه . . .