سید قاسم
من به دنبال کسی می گردم که سرانجام نگاهش آبیست سینه اش داغ شقایق دارد آسمان دل او مهتابیست...
سید قاسم
من به دنبال کسی می گردم که دلش چون یاس است چشم هایش به صفای گل سرخ دستهایش پلی از احساس است.....
سید قاسم
دنبال کسی می گردم که توی پاییز زنگ بزنم بدون هیچ دلیل بگم: میای صدای ناله ی برگای سعدآباد رو در بیاریم خش خش صدا بدن؟در جوابم فقط بگه: دوربینتم بیار...
سید قاسم
دنبال کسی میگردم که توی بهار که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل بگم: میای بریم زیر این رگبار و هوای خوش قدم بزنیم؟در جوابم فقط بگه: نیم ساعت دیگه کجا باشم...
سید قاسم
در تصور ذات او را گنج كو // تا در آید در تصور مثل او