سید قاسم
خدایا دستم را بگیر ... مثل کودکی که تازه راه افتاده است ... بی یاری دستهایت زمین خواهم خورد ...!
سید قاسم
یه انتخاب سهل انگارانه کلمات... می تونه پاکترین نیتها و عواطفمون رو تیز و برنده کنه... و قلب کسی رو که دوستش داریم خراش بده...
سید قاسم
این شبها حضورت را در کلبه خیال خویش می آورم، وجودت را با تمام هستی باقیمانده در نهانخانه قلبم نهان می کنم ، چشم هایم را باز نمی کنم تا شاید بتوانم تصویرت را بر روی پلک های بسته ام حک کنم ، اما باز هم جای تو خالی است...
سید قاسم
شبی که آوای نی تو شنیدم // چو آهوی تشنه چی تو دویدم
سید قاسم
خدا جون من نفهمیدم،اگه بنده هاتو دوست داری چرا اینقدر امتحان ازشون میگیری؟بعضیاشون که راضین چرا نمیبری پیش خودت؟؟؟
سید قاسم
دلم گرفته، دلم سخت در سینه گرفته، با تمام وجود تو را می خوانم ؛ از تو چیزی نمی خواهم جز دریای بی ساحل وجودت را، جز دستهای مهربانت را، جز نگاه آرامت ، قلب پاکت را که اندک زمانی است در سیل باد خودم گم کرده ام....
سید قاسم
خدا جون،امشبم باید باهم حرف بزنیم،امشبم دوباره اعلامیه ترحیم یکی دیگه از دوستامو دیدم...خدایا!بیامرزش
سید قاسم
من آمده ام! اینجا ، کنار دلواپسی های شبانه ات، کنار شعله ور شدن شمع وجودت ،اما نمی دانم چرا دلم آرام نمی گیرد...
سید قاسم
دلم به وسعت یک آسمان تیره غمگین است . صدایی نیست ، مأوایی نیست ، حتی سایبان روزهای دلتنگی نیز دیگر جوابگوی دلتنگی هایم نیست.
سید قاسم
ماهی دگر است ای جان اندر دل مه پنهان // زین علم یقینستم آن عین یقین خواهم
سید قاسم
من تاج نمیخواهم من تخت نمیخواهم // در خدمتت افتاده بر روی زمین خواهم
سید قاسم
وقتي يه بار ازدوست ضربه مي خوري درست مثل اين مي مونه که با ماشين بهت زده و داغونت کرده ولي وقتي مي بخشيش درست مثل اين مي مونه که بهش فرصت دادي تا دنده عقب بگيره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چيزي ازت نمونده .
سید قاسم
کسانی که به فکرمون هستن رو به گریه می اندازیم. ما گریه می کنیم برای کسانی که به فکرمون نیستن. و ما به فکر کسانی هستیم که هیچوقت برامون گریه نمی کنن. این حقیقت زندگیه. عجیبه ولی حقیقت داره. اگه این رو بفهمی، هیچوقت برای تغییر دیر نیست.
سید قاسم
از ديروزها به دنبالت دويدم و به اميد ديدارت به امروز رسيدم ولي افسوس...! افسوس که تو به فرداها سفر کردي.....