سید قاسم
زندگی اجبار است ... مرگ انتظار است ... عشق یك بار است ... جدایی دشوار است ... ولی یاد تو تكرار است ... !
سید قاسم
بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد // بی هیچ حراراتی اینگونه شاید احساسم نمیرد
سید قاسم
با همه هست ...عجیب هرزه ایی شده ...تنهایی را میگویم....
سید قاسم
او كه میدانست با چه اشتیاقی... خودم را قسمت میكنم، پس چرا زودتر از تكه تكه شدنم جوابم نكرد... برای خداحافظی خیلی دیر بود خیلی....
سید قاسم
نیا باران زمین جای قشنگی نیست،من از اهل زمینم خوب می دانم كه گل در عقد زنبور عسل است ولی سودای بلبل دارد و پروانه را هم دوست می دارد....
سید قاسم
هر بار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم!آنقدر که در من هراس از دست گرفتن است از گم شدن نیست...
سید قاسم
کاش ما آدم ها شبیه قو بودیم که وقتی جفتشون میمیره اونقدر فریاد میزنن تا بمیرن.ولی حیف ما آدما وقتی جفتمون میمیره فریاد میزنیم که نکنه از تنهایی بمیریم.
سید قاسم
دلم آغوشی می خواهد که نه زن باشد نه مرد .خدایا زمین نمیایی؟
سید قاسم
نه رازش می توانم گفت با کس // نه کس را می توانم دید با وی
سید قاسم
این همه شعبده خویش که میکرد اینجا // سامری پیش عصا و ید بیضا میکرد
سید قاسم
امید وی از عاطفت دم به دم توست // تقصیر خیالی به امید کرم توست
سید قاسم
یکی باز را دیده بر دوخته ست // یکی دیده ها باز و پر سوخته ست
سید قاسم
نه مستغنی از طاعتش پشت کس // نه به حرف او جای انگشت کس
سید قاسم
نه گردن کشان را بگیرد بفور // نه عذر آوران را براند بجور
سید قاسم
آن یار نکوی من بگرفت گلوی من // گفتا که چه می خواهی گفتم که همین خواهم