سید قاسم
منم آن مست دهلزن که شدم مست به میدان // دهل خویش چو پرچم به سر نیزه ببستم
سید قاسم
من یار طلب کردم و او جلوهگه یار // حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
سید قاسم
تاکی به تمنای وصال تو یگانه// اشکم شود،از هر مژه چون سیل روانه
سید قاسم
پــرده را کنـــار مـــے زنـــم . .، بـــاران خــودش را مـے زنـــد به شیشــــه . .؛ مـــن خـــودم را بـــه آن راه . . .!
سید قاسم
صد ملک دل به نیم نظر میتوان خرید // خوبان در این معامله تقصیر می کنند
سید قاسم
ای دلت در سینه سنگ خاره با من جور بس // در تن من آخر این جان است سنگ خاره نیست
سید قاسم
تشویش وقت پیر مغان می دهند باز // این سالکان نگر که چه با پیر می کنند
سید قاسم
در روح نظر کردی چون روح سفر کردی // از خلق حذر کردی وز خلق جدا رفتی
سید قاسم
لبریز می غمها ، شد ساغرِ جان من // خندیدی بگذشتی ، پیمانه چه می دانی
سید قاسم
یک دنیا بی خبری از تو، حالم خراب است.....! بفهم......
سید قاسم
تا تو هستی، پای رفتنم هست.......
سید قاسم
مردم عوض شدن، زمونه عوض شده، ميدوني، اين روزها وقتي با يه نفر دست ميدي بعدش بايد انگشتات رو هم بشماري و ببيني که هر 5 تا رو پس گرفتي یا نه...
سید قاسم
جدایی یه عمل ساده ست، اول پای چپ رو بر می داری بعد پای راست...
سید قاسم
همۀ ما میترسیم، چیزی به اسم شجاعت وجود نداره...
سید قاسم
تنها زمانی از دیدن دست بر می داریم که مرده باشیم...