سید قاسم
از پیرمرد و پیرزنی پرسیدند :
سید قاسم
پدردستشو گذاشت رو شونه پسرش و ازش پرسید:توقویتری یا من؟پسر گفت:من
سید قاسم
در طریقِ عشقبازی امن و آسایش بلاست // ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
سید قاسم
شمع طربم، ولی چو بنشستم، هیچ // من جام جمم، ولی چو بشكستم، هیچ
سید قاسم
یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟ // سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟
سید قاسم
خيابانهاي تهران،آیا تا به حال توجه کردید ؟
سید قاسم
سرم را نه ظلم میتواند خم کند،
سید قاسم
من ساکـــــــتم............تو چرا هیچی نمیگی؟؟!
سید قاسم
یه سری از حرفها هستند که امکان نداره بشه به گفتار تبدیلشون کرد ؛ این حرفا معمولا به اشک تبدیل میشن …
سید قاسم
هیچ کس و همه چیز در دنیا به اندازه ی افکاری که در ذهنت جاریست،نمی تواند به تو کمک برساند و یا آسیب بزند.
سید قاسم
حس قشنگیه یكی نگرانت باشه.. یكی بترسه از اینكه یه روز از دستت بده.... سعی كنه ناراحتت نكنه...
شما چطور شصت سال با هم زندگی کردید؛
13 سال و 4 ماه و 3 روز و 22 ساعت و 9 دقيقه قبلگفتند : ما متعلق به نسلی هستیم که ، وقتی چیزی خراب می شد؛
تعمیرش می کردیم نه تعویضش!