سید قاسم
الا يا ايها الساقي ادر كاسا و ناولها...........
سید قاسم
دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند // پنهان خورید باده که تعزیر می کنند
سید قاسم
i film داره مجید دلبندم پخش می کنه،خیلی قشنگه
سید قاسم
تا به سختیا رسیدی،خودتو باختی چرا؟اگه دوری دغدغت بود،دورم انداختی چرا؟
سید قاسم
تشویش وقت پیر مغان می دهند باز // این سالکان نگر که چه با پیر می کنند
سید قاسم
او می آید!او با کوله باری از صبر می آید...
سید قاسم
گاهی وقتها فکر می کنم آیا زنده می مانم تا ظهور پرحضورت را درک نمایم و یا اگر از این دیار کوچ کردم، // آنگاه که تو بیایی آیا من از خاک برمی خیزم و در رکابت غلامی می کنم؟
سید قاسم
دست خود را به روی سینه گذاشت:
سید قاسم
کـــــــــاش می شد .. دنیـــــا را تــــا کرد و گوشــــه ای گذاشت ..، مثل جانماز مــــــــــادر ..! دلم تنگ ِ سکوت است ...
سید قاسم
با هر واحد از این پولها در دورهی خودش میشد یک عدد پفک خرید!
سید قاسم
اللهم اغفرلی الذنوب التی تقطع الرجاء.....
سید قاسم
ڪــــآش میشـــد .... چشمآטּم را رو بــر هــــم می گذآشتـــــم .. وقتے ڪه بآز میڪــرבم ؛ دوری تــــــو تمآم شده بآشـــد ..! و تو בر کنـــارم باشــــے ...