پسر یخی
امروز خیلی بی مزم . پست ندم سنگین ترم
پسر یخی
این سریال رو که میبینم ، از خنده میفتم کف اطاقم .
پسر یخی
دارم آهنگِ آهای دختر چوپون که سیاوش شمس خونده رو گوش میدم . ((از تو پس کوچه ی تنهای دل ... عشق تو منو صدا کرد . . .خودمو بی خبر از من گرفت . . .با تب عشق آشنا کرد . . .)) واقعا که ای کاش یه دختر چوپونی میبود دور و بر آدم . نه این جماعتی که زیر چند کیلو رنگِ رغن واسه آرایش ، حقیقتشونو قایم میکنن .
پسر یخی
امروز روز خوبی بود . خدا یا شکرت. البته همه روز ها خوبن . به شرطی که به این حرف حسین پناهی ایمان داشته باشی : (( تا زندم ، دنیا ارثیه بابامه ))
پسر یخی
یکی از دوستام پرسید : به نظرت کدوم رفتار من ایراد داره؟ گفتم هنوز بچه ای . . . عصبانی شد . داد و بیداد کرد .و باهام قهر کرد . بعد چند روز برگشت . اومد گفت : اگه راست میگی ، یکی از رفتارهای بچه گانم رو بگو . منم به جای یکی ، چند تا واسش گفتم . ناراحت شد . ولی هیچی نگفت . و باز هم باهام قهر کرد
پسر یخی
ای خدا !!!!! چه طور بعضی ها این همه حرف واسه گفتن دارن؟ یکی مخمو گرفته حرف . کچلم کرد رسما"
پسر یخی
خوابم میاد ولی به این سر ظهر باید برم جایی .تا ساعت هفتم کارم تموم نمیشه. به قول حسین پناهی : این بود زندگی؟