ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ... یک شب قبل از ولنتاین (دقت کنید یک شب) وقتی دارم تو خیابون راه می رم یه لامبورگینی (ترجیحا مورسیه لگو) از کنارم رد شه بَد یهو بک بگیره (برگرده عقب) جلو پام واسته ، یه دخدر خشگل قدبلند (170) از توش بیاد بیرونُ همینجوری واسته جلومُ بهم زُل بزنه (^_^) <||> _//_ یه نیم ساعت بعدش بگم خانم چیزی شده ؟ اونم یهو اشک تو چشاش جمع شه بگه : من سال هاست دنبال تو می گردم !! من بگم دنبال من !؟ :-؟ بگه آره هــانی ! حالابپر بالا بریم با هم تاب بخوریم .. منم بگم باشه جوجو و سوار شم ! بد دوس دخدرم ماشین روشن کنه طوری تِکاف کنه که لاستیکا همینطور دود کنن انقد دود کنن که ما بتونیم به راحتی تو اون دودا محو شیم
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ... با دوس دخترم سوار ماشین شیم بعد همینطور که با سرعت داریم میریم سمت شمال یهو سپیده زنگ بزنه بگه ببین نیما من تو ماشینت یه بمب گذاشتم اگه ترمز کنی یا سرعتتو کم کنی با اون دختره ایکبیری (دوس دخترم) میرین رو هوا بعد من با عصابنیت بگم نــکــبــت منو از بمب میترسونی؟ برو از خدا بترس ! من فقط نگران جونِ دوس دخترمم ! بعد موبایلو پرت کنم بیرو بعد با مُـشت بکوبم رو فرمون داد بزنم لـعنتییی (لامـصب خـَـعلی جذبه داره این حرکت) بعد به دوس دخترم بگم تو بپر پایین بعد اون بـگه نــه من بدون تو هیچ جایی نمیرم بعد منم با عصابنیت بگم زِر نزن نِـفـله مگه میخوام برم پیک نیک تو خودتو نجات بده بعد بپره پایین منم پامو بزارم رو گاز ولش کنم برم تو دلم بگم آخییییییش از شر این یکی هم راحت شدم بعد یه سیگار روشن کنم برم تو مه جاده محو به شم
من تا قبل از امتحان فیزیک1 نمی دونستم هالیدی اسم نویسنده کتاب فیزیک هالیدی بوده!!!! همش فکر میکردم تعطیلات(هالیدی=تعطیلات) چه ربطی به فیزیک داره!!! تو تعطیلات اینو باید خوند؟؟؟؟؟؟؟ فقط تو تعطیلات میشه یادش گرفت؟؟؟ اینو برای تعطیلات نوشتن؟؟؟ یه چی درحد پیک نوروزیه خودمونه؟؟؟ نویسندش تو تعطیلات نوشتش؟؟؟ خو اخه فیزیک چه ربطی به تعطیلات داره؟؟؟!!!
این پدر مادرایی که کل روز دخترشونو ول می کنن به امان خدا بعد شب کلید می کنن شب باید خونه باشی همیشه برام سواله چرا فکر می کنن شب فقط اتفاق می افته ؟ مگه روز ملت عقیمن؟ والا
دیروز دختر عمم اس داده:رفتی واسه ناهار عشقم گفتم خدایا چی میگه این مام خوشخیال گفتیم حتما عاشقم شده تا حالا نگفته اس دادم :آره فدات شم،تو چی و همین طور ما تا شب دل دادیمو قلوه گرفتیم آخر شب اس داده:اااا وای رامین تویی گفتم آره عزیزم په فک کردی کیه میگه:خفه بابا اشتباه اس دادم تا حالا نمیشه میگفتی اخه خواهر من،نابغه اشتباه چن بار