دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Pouya

خــــــــــــــــــــــــــدایــــا . . . درباره »
Pouya
مرد - مجرد
امتیاز: 5975

دنبال‌شدگان

(1068 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(732 کاربر)

گروه‌ها

(94 گروه)

بازدید

Pouya
Pouya

خداوندا ... تورا هزاران بار شکرت میکنم ... هرچه صلاح میدانی ... گوش به حُکمت میکنم .../پ.ع

Pouya
Pouya

باز هوایی تو شد ... جستجوی شد ... نبودی اما ... ... غرق شد

Pouya
Pouya

بستم به یک ... بعد ... میکردم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Pouya
Pouya

آشفته ست ... شـــب تو ... لبریز و و است ... تا با ... از ...

Pouya
Pouya

... پیش از اینکه کاسه ی سرم ... لبریز از خاک شود ...#بیایی ... جگرم دیگر جایی برای دندان ندارد

Pouya
Pouya

به نام خداوند نقش و نگار ... خداوند آب و درخت و بهار ... به نام خداوند لوح و قلم ... همان زنده گردان بعد از عدم

Pouya
Pouya

ﮔﻮﺷﺖ ﺭﺍ ﺗﯿﺰ ﻧﮑﻦ ... ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺖ ﺻﺪﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ... ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ ... ﺩﺭﺩ ../

این ارسال را بازنشر کرده است.
Pouya
Pouya

سفیر آرزوهایم ست ... صدای قدم هایت ... اگر بیایی ... دنیا را وادار به سکوت میکنم .../پ.ع

این ارسال را بازنشر کرده است.
Pouya
Pouya

درمن بیداری ... و هر شب ... فریاد عشق تو ... شعر میشود .../پ.ع

Pouya
Pouya

تـــو در هــــوای تمـــام شـــعرهایــم جــا مــانده ای! خــــودتــــ را کــه میــگیــری از بیـــت هــایـم، هـــوای جـــملاتــم ابـــری میشـــود... بــا مــن بمــان، تــا پــایــیــز شــعرهــایم بــا تــو اردیــبـهشــت شــــود . . .

Pouya
Pouya

از بچگی بهم یاد دادن هر وقت توی زندگی به یه در بزرگ که روش یه قفل بود رسیدی ،‌ ناایمید نشو . چون اگه قرار بود باز نشه به جاش یه دیوار میذاشتن . . .

Pouya
Pouya

گفـــت : اینقـــــــــدر سیــــگار نکـــــــش میمیــــری .. گفـــتم : اگــــــــه نکشــــم میمیــــرم.. گفــــت : اگــــــــه بکشـــــی با درد میمیــــری.. گفتـــــم : اگــــــه نکشـــــم از درد میمیــــــــــرم.. گفــــــت : هـــــوای دود جلـــوی درد و نمیگیــــره .. گفتـــــم : هـــــوای صــــاف جلــــــوی مـــــرگ و میگیـــــره؟

Pouya
Pouya

خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .. . . . . . . . . . . . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
Pouya
Pouya

دنیا بازی‌هایت را سرم در آوردی... گرفتنی‌ها را گرفتی‌... دادنی‌ها را " ندادی "... حسرت‌ها را کاشتی... زخم‌ها را زدی ... دیگر بس است... چیزی نمانده ... بگذار آسوده بخوابم ... محتاج یک خواب بی‌ بیدارم..

Pouya
Pouya

مجنون با انگشت روی خاک مینوشت......... لیلی...... لیلی...... لیلی....!!!! پرسیدند چه میکنی؟؟؟ گفت چون میسر نیست من را کام او عشق بازی میکنم بانام او ...!!!!

Pouya
Pouya

از چوپان پیر پرسیدم: چه خبر؟ لبخند تلخی زد وگفت : گــــــــرگ شد آن گوسفندی که سالها نوازشش کردم...

این ارسال را بازنشر کرده است.