Pouya
خداوندا ... تورا هزاران بار شکرت میکنم ... هرچه صلاح میدانی ... گوش به حُکمت میکنم .../پ.ع
Pouya
زن ديروقت به خونه رسيد آهسته كليد رو انداخت و درو باز كرد و يكسر به
اتاق خواب سر زد
ناگهان بجاي يك جفت پا دو جفت پا داخل رختخواب ديد
بلافاصله رفت و چوب گلف شوهرش رو برداشت و تا جايي كه ميخوردند ان دو را با چوب گلف زد و خونين و مالي كرد.
بعد با حرص بطرف اشپزخانه رفت تا ابي بخورد
با كمال تعجب شوهرش را ديد كه در اشپزخانه نشسته است.
شوهرش گفت سلام عزيزم!
پدر و مادرت سر شب از شهرشون به ديدن ما اومده بودند چون خسته بودند
بهشان اجازه دادم تو رختخواب ما استراحت كنند.راستي بهشون سلام كردي؟؟؟
Pouya
دیر آمده ای.....دیر . . . . تنهایی من سرش شلوغ است...
Pouya
دُرُست شبیه مرده ها ... افتاده ام کف این اتاق شبیه تر به قبر ... ، و چققققققدر ... دست تلقین تو بر شانه های من کم است ..
Pouya
لحظـــه هــایم مـــال تــو ..
بـه قیمـــت صــــفر " تومـــن"
همـــین کـــه
"تـــو" کنـــار "مـــن" باشی
ثروتمــندترین انسانـم ..
Pouya
ـــا آســــمان خــیــــال ِ تـــو چقــــدر راه اســــت؟ دو بـــال بـــرایــــم کافــیـــســــت؟ مـــی خواهـــــم به هــــوای تــــوـــ در هــــوای تـــــو ـــ اوج بگیــــرم! منــتــــظــــرم مـــی مــــانـــــــی؟؟؟ تـــــو ـــ اوج بگیــــرم! منــتــــظــــرم مـــی مــــانـــــــی؟؟؟
Pouya
چه سخت است.… هم ابر باشد، هم باران باشد … هم خیابان ِ خیس باشد … امـــــا… نه تـــــو باشی … نه دستی برای فشردن باشد… نه پایی برای قدم زدن..
Pouya
رد پاهایم را پاک می کنم به کسی نگویید من روزی در این دنیا بودم. خدایا می شود استعـــــفا دهم؟! کم آورده ام ...!
Pouya
چه قدر تلخ است...
با خیال شانه های گرم تو...
سر به دیوار سرد و سنگی بگذارم...
Pouya
روحـَـمـ مـے خواهَد بِرَوَد یِكـ گوشِــہ بِنشینــ َـد
پُشتَشـ را بُكنَد بـِـہ دُنیــا
زآنوهآیشـ را بَغـَلـ كُنَد و بُلَند بُلَند بِگـ ـویَد :
مَـטּ دیگَر بــازے نِمے كُنَمـ
خَستـِـــہ شُدِهـ امـ . . .
Pouya
گریه ام میگیرد وقتی میبینم کسی که همه دنیای من بود!!
منت دیگری را می کشد . .!!!
Pouya
مـیـاטּ "مــا" و "مـَـטּ" دنـیـایـــے از احــســاس خــوابــیــده "تــو" خـود آهــســتـــﮧ بـُگــذَر بـُغـض هـایـم تـازه خـوابـیـده