Pouya
خداوندا ... تورا هزاران بار شکرت میکنم ... هرچه صلاح میدانی ... گوش به حُکمت میکنم .../پ.ع
Pouya
رد پاهایم را پاک می کنم به کسی نگویید من روزی در این دنیا بودم. خدایا می شود استعـــــفا دهم؟! کم آورده ام ...!
Pouya
شکستم نه آن زمان که رفتی .. همان وقت که گفتی می روی ..
Pouya
چقدر دلم هوایت را می کند حالا که دگر هوایم را نداری...!
Pouya
وقتی زن میگوید دلم برایت تنگ شده.... یعنی دوستت دارد.... اگر بگوید دوستت دارد یعنی دلش برایت تنگ خواهد شد. جمله ی "دلم برات تنگ شده" برای زن عمیق تر از تمام اقیانوس ها ست. فهمیدن زن سخت نیست.... فقط باید صدای ضربان قلبش را شنید...!!! که عاشقانه می تپد... نه بی دلیل
Pouya
حـقـیـقـت دارد ! کافـی سـت چــمـدان هــایــت را ببــندی تــا حــاضـر شــونــد ، هـمه ... بـــرای ِ از یـــاد بــُـردنــت ! آنـکه بــیشتـر دوستـت میــدارد ، زودتــــر
Pouya
به سرنوشت بگو اسباب بازیهایت بی جان نیستند، ادمند، میشکنند، ارااااااااامتر!!
Pouya
آدمها، غــمهایشان را پُک می زنند! تا ریه هایشان زندگی را کـم بیاورد؛ و شرعی ترین خودکشی را تجربه کنند!!
Pouya
من عاشق او دیالوگم که پدر ژپتو به پینوکیو میگه: پینوکیو...چوبی بمان! آدمها سنگی اند دنیایشان قشنگ نیست
Pouya
خدا گفت : زمین سردش است چه کسی میتواند زمین را گرم کند ؟ لیلی گفت : من . خدا شعله ای به او داد. لیلی شعله را توی سینه اش گذاشت. سینه اش آتش گرفت. خدا لبخند زد لیلی هم .... خدا گفت : شعله را خرج کن زمینم را به آتش بکش. لیلی خودش را به آتش کشید. خدا سوختنش را تماشا می کرد. لیلی گر میگرفت ، خدا حظ میکرد. لیلی میترسید . میترسید آتشش تمام شود . لیلی چیزی از خدا خواست . خدا اجابت کرد . مجنون سر رسید . مجنون هیزم آتش لیلی شد . آتش زبانه کشید . آتش ماند . زمین خدا گرم شد . خدا گفت اگر لیلی نبود زمین من همیشه سردش بود
Pouya
هنوز هم مرا به جان تو قسم میدهند... می بینی؟؟؟ تنها من نیستم که رفتنت را باور نمیکنم ...!!!
Pouya
تـنــهایـی یـعنـی نـه خــودش هــست کـه از تـــنهایــی درت بیـــاره نـه فـــکرش اجـــازه مـــیده تــــنهاییــت رو بــا کـسی دیـــگه پُـــر کــنی.....!