Pouya
خداوندا ... تورا هزاران بار شکرت میکنم ... هرچه صلاح میدانی ... گوش به حُکمت میکنم .../پ.ع
Pouya
پیکان هزار سو شدم باور کن در عشق سیاه رو شدم باور کن آنگاه که بر گله ی قلبم تو زدی چوپان دروغگو شدم باور کن . . .پـــــــــویـــــا
Pouya
گفتم مادر! ... گفت: جانم گفتم درد دارم! ... گفت: بجانم گفتم خسته ام! ... گفت: پریشانم گفتم گرسنه ام! ... گفت : بخور از سهمِ نانم گفتم کجا بخوابم! ... گفت: روی چشمانم اما یک بار نگفتم: مادر من خوبم شادم...!
Pouya
برگشتنت همان قدر محال است که خیال می کردم ... رفتنت . . .
Pouya
خــوابـــــــم نـــــبـــــرد . . .
Pouya
روزي مـــرا لــمـس مـيـكـــنــي،امـــاچـــه ديــــر . . .ســـنــــگ قــــبــرم احـــســـاس نـــدارد . . .
Pouya
سالهــــــــــا دویده ام با قلبـــــــــی معلق و پایـــی در هــــوا ... دیگــــر طــاقت رویاهــــایم تمــــــــــام شده است دلــــــــــم رسیدن می خواهــــــد. . . !
Pouya
خیلی ها نفرین میکنن ... تلافی میکنن... اما نه ... نفرین من ... الهی اونی که دوستش داری تنهات نذاره ... تلافی من .... میرم تا به اون برسی ... سره راهت نباشم ... راستی ... قد من دوست داره ...؟
Pouya
خوابیده بودم کابوس می دیدم از خواب بلند شدم تا به آغوشت پناه ببرم. . . افسوس . . . یادم رفته بود که از نبودت به خواب پناه برده بودم . . .
Pouya
یادم باشد و یادت نرود که همه ی ما برای یکبار ایستادن ، هزاران بار افتاده ایم . . .