باران
بریدم از زندگی!جونم به لبم رسیده!
باران
روز 13 با كله از ارتفاع 4 متري افتادم زمين!جالبه كه هنوز زنده هستم!اما!لحظ سقوط!اون 5-6 ثانيه!جاي 5-6 روز بحث داره!
باران
توسط موبایل
خیلی وقته همه چیز در همه!این روزا بیشتر!هر وقت درست شد برمیگردم باز...شاید.در ضمن اگه کسی نظر داد یا پیام خصوصی شرمنده چون گوشی قاط کرده هیچی دیده نمیشه!
باران
عجب ها!فقط پست هاي من پريدن يا همه مثل منن؟!
باران
سلام به همه!میبینم که فراموش شدم!
باران
توسط موبایل
سلام به اهالی دنبالر!خوش میگذره بدون من؟
باران
اسمش را میگذاریم؛ دوست مجازی اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته اما یک پوسته است، خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش ...نگرانش میشوم دلتنگش میشوم وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ دوست یاد میشود مطمئن میشوم که حقیقی ست هرچند کنار هم نباشیم هرچند صدای هم را هم نشنیده باشیم من برایش سلامتي و شادي آرزو دارم هرکجا که باشد - مخاطب خاص!
باران
اعتراف ميکنم 6،5 سالم بود با هزار بدبختي يه ترقه براي اولين بار گير آوردم حسابي هم کنجکاو بودم که چه صدايي داره ، مادر بزرگم داشت نماز مي خوند همونطور که ايستاده بود گذاشتم پشت چادرش و ناگهان ترقه با صداي بلندي ترکيد مادر بزرگ بيچاره ام همونطور که ايستاده بود به حالت سيخ افتاد زمين و غش کرد ، مامانم با ترس اومد تو اطاق گفت صداي چي بود منم که ترسيده بودم و حسابي هول کرده بودم گفتم : مامان بزرگ گوزيـــد ، مامان بزرگ گوزيـــد .... بيچاره مادر بزرگم دراثر افتادن دستش از دو جا شکست
باران
نصف شبي نشستيم اينجا چه ها ميگيم!بريم بخوابيم تا بيشتر از اين ديوونه نشديم! شب همه خوش!
باران
قلبم درد میکنه.دست خودم نیست.خیلی سخته.
باران
بعضي وقتا يه چيزايي مياد ذهنم كه بايد ينويسم!از اين به بعد همين جا مينويسم!
باران
لامارتین شاعر فرانسوی میگوید: تو را دوست دارم بدون آنکه علتش را بدانم. محبتی که علت داشته باشد یا احترام است یا ریا