پرسپولیس: آخه بردهای شما از وقتی تاج بوديد حساب ميشه اگه ما هم بردهامون از وقتی شاهين بوديم حساب بشه خيلی مونده تا به ما برسین
استقلال: علی سامره ثانيه ٣٠ بهتون گل زد
پرسپوليس: به جاش بهترين گلزن دربی پرسپولیسيه ( ايرانپاك : ٧ گل )
استقلال: ما رفت و برگشت برديمتون
پرسپولیس: ماهم رفت و برگشت برديمتون ولي نه به كمك داور
استقلال: ما دو بار قهرمان آسيا شديم شما حتی يه بارم به نيمه نهايی نرسيديد
پرسپولیس: اين ديگه از بی سوادی شما كيسه كشاست كه نميدونيد ما هم دو بار به فينال رسيديم
استقلال: ما از الغرافه ٥ تا نخورديم
پرسپولیس: از ما كه ٦ تا خورديد
استقلال: ما زودترين گل تاريخ ليگ برترو تو ٨ ثانيه از مس سرچشمه نخورديم
پرسپولیس: اولا" ٨ ثانيه نبود گل غلامرضا رضایی سریعترین گل لیگ برتره بعدشم ما هم تو ده دقيقه از يه تيم ده نفره از يه نفر سه تا گل به سه شكل مختلف نخورديم
استقلال: ما پر افتخار ترين تيم آسياييم
پرسپولیس: اولا" پر افتخار ترين تيم آسيا پوهانگ استيلرز كره جنوبيه دوما" ما هم پر طرفدار ترين تيم آسياييم
استقلال : ما ديگه افتخارامون ته كشيد
پرسپولیس: تيم ما ٢ تا هتريكی تو دربی داره
استقلال :
پرسپوليس: تيم ما سه تا از بازيكناش مرد سال فوتبال آسيا شدن
استقلال :
پرسپولیس: تيم ما بيشترين لژيونرو تو آسيا داشته
استقلال:
پرسپولیس: آقای گل جهان پرسپولیسه
استقلال:
پرسپولیس: اسطوره های ما علی دايی که به ميلان و چلسی تو ليگ قهرمانان گل زده مهدوی كيا هم به يوونتوس گل زده
احتمال قضاوت محسن قهرمانی در دربی 76!! پازل داره تکمیل میشه! بد نیست بدونید ایشون در سال 1374 مسئول مدرسه فوتبال استقلال در مشهــد بوده!!! ما میریم برای یه نبرد 14 به 11! ولی مطمئن باشید حتی اگه قهرمانی و ترکی با هم این بازی رو داوری کنن باز هم برنده ای که از زمین بیرون میاد رنگ پیراهنش #ســـــــــــــــــــرخ خواهد بود ...
علی کریمی درآستانه حضور دربی
دکتر رازی در این باره گفت:از نظر من وضعیت پایش بد نیست و مشکلی برای بازی روز جمعه ندارد.
در حال حاضر وضعیت کریمی برای بازی روز جمعه 50 - 50 است. او دچار کشیدگی شده و احتمال دارد در صورت بازی کردن پارگی هم برای پای مصدومش رخ دهد.
رازی همچنین گفت: بعد از جلسه فیزیوتراپی امروز وضعیت پای کریمی بهتر است اما همه چیز بستگی به نظر خودش دارد که در بازی روز جمعه به میدان برود یا خیر.
ولاتکو گروزدانوسکی بازیکن مقدونیهای که امروز با پرسپولیس قرارداد بست، درباره میزان شناختش از پرسپولیس، گفت: هر بازیکنی که در لیگ آسیا حضور داشته باشد، دوست دارد در تیم بزرگی مثل پرسپولیس بازی کند. تیمی که در آسیا پرطرفدارترین است و می دانم بازیکنان بزرگ تاریخ فوتبال ایران در این تیم بودهاند. یک شناخت قبلی از پرسپولیس داشتم و می دانستم که به باشگاه مطرحی می آیم.
وی در اتباط با ترک لیگ فوتبال چین، توضیح داد: امسال در نیم فصل در تیم لیائونینگ بازی کردم و به واسطه سه گل و هفت پاس گلی که دادم، هم از این تیم و هم از دو تیمی که در ردههای بالاتر جدول قرار داشتند، پیشنهاد دریافت کردم اما یکی از مشکلات من در چین فاصله 14 ساعتی آن با مقدونیه بود. همانطور که می دانید بازیکنان برای همراهی تیم ملی کشورشان 72 ساعت می توانند از باشگاه جدا شوند، من به خاطر این شرایط موقعیت خودم در تیم ملی را از دست داده بودم و سرمربی تیم ملی مقدونیه از من خواست در کشوری بازی کنم که فاصله کمتری با مقدونیه داشته باشد و این مهمترین دلیل من برای جدایی از فوتبال چین بود. چرا که نمیخواستم پیراهن تیم ملی را بعد سالها از دست بدهم.
گروزدانوسکی در ارتباط با سطح لیگ چین، گفت: همین قدر بگویم بازیکنان خارجی بزرگی مانند آنلکا، دروگبا و ... به لیگ چین ملحق شدند. این نشان دهنده سطح کیفی لیگ چین است. در لیگ این کشور بازیکنان مطرح و خوب خارجی بازی می کنند، من هم این فرصت را داشتم در سوپر لیگ چین بازی کنم و عملکرد خوبی داشته باشم.
ولاتکو درباره احتمال موفقیتاش در فوتبال ایران، گفت: در چین که بودم بازیکنان خارجی را میدیدم که انگیزه نداشتند و آنها فقط برای درآمد به آنجا آمده بودند ولی بازیکن مطرحی و پر افتخاری مانند دروگبا وقتی گل می زد از فرط شادی پیراهن خود را برای تماشاگران تکان میداد، او عاشق فوتبال بود و من هم عاشق فوتبالم و این مسئله شانس مرا زیاد می کند ضمن آنکه می خواهم جایگاه خودم در تم ملی مقدونیه را پس بگیرم.
وی با اشاره به حضور قبلیاش در فوتبال ایران، گفت: دلیل حضورم در داماش دورود، مربی آن دارکو دراژیچ و رابطه خوب ما با همدیگر بود . او مربی خوبی است و او را می شناختم. با اصرار او آمده بودم، چون گفت شانس زیادی برای صعود به لیگ برتر دارند. در آن فصل با این که هافبک بودم، 6 گل زدم و چندین پاس گل ارسال کردم، الان هم به عنوان بازیکنی به پرسپولیس آمدم که امسال سوپر لیگ چین فیکس بوده و در لیگ مقدونیه، قبرس و صربستان بازی کرده، چندین قهرمانی به دست آورده و حدود 50 بازی برای تیم ملی مقدونیه انجام داده است.
او همچنین درباره وضعیت فعلی خود نیز، گفت: تا دو ماه قبل در چین بازی می کردم. برای حدود 50 روز تمرین انفرادی داشتم و طی 10 روز اخیر برای این که روی فرم مسابقه قرار بگیرم با تیم اول لیگ مقدونیه تمرین میکردم و از نظر آمادگی و قرار داشتن در شرایط کار تیم، مشکلی ندارم.
این بازیکن جدید پرسپولیس درباره احتمال حضور در دربی خاطرنشان کرد: من تازه به پرسپولیس ملحق شدم و قرار است فردا اولین تمرینام را با تیم داشته باشم و از این بابت مشکلی ندارم و همه چیز بستگی به تصمیم سرمربی دارد. در مورد دربی هم می دانم این بازی خیلی مهم است و تلاش خواهم کرد امسال بازیهای خوبی برای پرسپولیس انجام دهم و انتظارات مدیریت باشگاه، کادر فنی و هواداران را برآورده کنم.
سوسکی با حالتی شکایت آمیز به سراغ خداوند آمد و به او گفت: چرا مرا بگونه ای آفریدی که کسی دوستم ندارد؟ می دانی که چه قدر سخت است که کسی دوستت نداشته باشد؟ تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی. حتی تو هم بدون دوست داشتن… خدا هیچ نگفت.
سوسک ادامه داد: به پاهایم نگاه کن! ببین چقدر چندش آور است، چشم ها را آزار می دهم، دنیا را کثیف می کنم. آدم هایت از من می ترسند. مرا می کشند. برای این که زشتم، زشتی جرم من است. خدا هیچ نگفت. دوباره گفت: این دنیا فقط مال قشنگ هاست، زیباییهاست، مال گل ها و پروانه ها، مال قاصدک ها است. مال من نیست.
خدا گفت: چرا، مال تو هم هست. دوست داشتن یک گل، دوست داشتن یک پروانه یا قاصدک کار بزرگی نیست، اما دوست داشتن یک سوسک، دوست داشتن ” تو ” کاری دشوار است. دوست داشتن، کاری است که از درون پاکیزه بر می آید، و همه کس رنج پاک کردن درون خود را به خود نمی دهد. ببخش کسی که تو را دوست ندارد، زیرا که هنوز مومن نیست، زیرا که هنوز دوست داشتن را نیاموخته، او ابتدای راه است.
مومن دوست می دارد. همه را دوست می دارد. زیرا همه از من هستند و من زیبایم ، چشم های مومن جز زیبایی نمی بیند. زشتی در چشم هاست. در این دایره ، هر چه که هست زیباییست…
آن که بین آفریده های من خط کشید شیطان بود، هر چند که اگر خوب بنگری شیطان نیز زیباست!
حالا قشنگ کوچکم! نزدیک تر بیا و غمگین نباش. قشنگ کوچک نزد خدا رفت و دیگر هیچ گاه نیندیشید که نازیباست.
سیندرلای بی پدرمادربانامادریش صغراخانم و2 تا خواهرناتنیاش زری وپری زندگی می کرد.صغراخانم خیلی ظالم بودوسیندرلای پخمه ي خاک برسرهم مثه سگ واسش کارمیکرد.خلاصه یه روزشاهزاده خرشد وبه مامانش گفت من زن میخوام.مامانش گفت باشه پسرم جمعه,روز تولدت تمام دخترای شهررودعوت میکنم خونمون،ازهر کدوم که خوشت اومدبگوبرات مخش کنم.بالاخره جمعه شد وروزمهونی ،سیندرلا و زری وپری هم دعوت بودند .زری وپری هزارالله اکبرشده بودند مثل 2تا بچه میمون ،اما سیندرلا شده بود یه تیکه ماه.اما صغراخانم حسودسیندرلاروبا خودش نبرد ،سیندرلاهم کنارشومینه نشست ویه قلیون چاقیدواشک ریخت.یهو جو گرفت که بره مهمونی زنگ زد به آژانس،آژانس ماشین نداشت واجباری با پیک موتوری رفت خلاصه وقتی رسیداونجا دیدوای چه خبره! جنیفرلوپزاومده بودداشت می خوند زری و پری هم خز بازی باباکرم می رقصیدند . خلاصه یهو شاهزاده چشمش به سیندرلا افتاد و یه دل نه 99 دل عاشقش شد . سیندرلا هم با عشوه به شاهزاده نگاه کرد ورفت پیشش و با ناز و ادااطوارگفت :شاهژاده ی عجیجم تفلدت مبالک,منو می گیری ؟شاهزاده هم خر شد و گفت:می گیرمت عجق من (عشق)با مشت بزن چشم من
جالب بود! فقط گفته که با این عدد عکسایی که سر توی یخچال هست رو تگ کنیم که با سرچ این عدد عکسا رو سریع ببینیم! شاید برای چیزای دیگه هم عدد خاصی تگ کرده باشن!
يارو ميره رستوران سوپ بخوره سفارش ميده ولي خيلي طول ميکشه ، ميبينه يکي اونور نشسته ، يه کاسه سوپ جولوشه و داره سيگار ميکشه . ميگه : جناب من عجله دارم ، سوپ شمارو بخورم، سوپ من که اومد مال شما ... سوپ رو که تا آخرش ميخوره ميبينه يه مارمولک خشکي تهش چسبيده ! ... ... هر چي خورده بود بالا مياره تو کاسه ! اون سيگاريه ميگه : تو هم ديديش؟
عجب دل پری داری امید...
13 سال و 20 روز و 7 ساعت و 49 دقيقه قبل