در مسابقه اسبدوانی یه نفر صد هزار دلار روی اسب شماره ۲۸ شرطبندی کرد و اتفاقا برنده ۵۰۰ هزار دلار شد. مسئول برگزاری مسابقه از او پرسید: چطور این همه پول رو روی اسب شماره ۲۸ شرطبندی کردی؟ گفت: دیشب خواب دیدم که دائما جلوی چشمم یک عدد ۶ و یک عدد ۸ میآد. مسئول برگزاری پرسید: ۶ و ۸ چه ربطی به ۲۸ داره؟ یارو گفت: مگه شیش هشت تا ۲۸ تا نمیشه؟
مردی داشت در خيابان حركت مي كرد كه ناگهان صدايي از پشت گفت: اگر يك قدم ديگه جلو بروي كشته مي شوي. مرد ايستاد و در همان لحظه آجري از بالا افتاد جلوي پایش. مرد نفس راحتي كشيد و با تعجب دوروبرش را نگاه كرد اما كسي را نديد. به راهش ادامه داد. به محض اينكه مي خواست از خيابان رد بشود باز همان صدا گفت : بايست ... مرد ايستاد و در همان لحظه ماشيني با سرعتی عجيب از کنارش رد شد. بازهم نجات پيدا كرده بود. مرد پرسيد تو كي هستي و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم . مرد فكري كرد و گفت : - راست میگی پس اون موقعي كه من داشتم ازدواج مي كردم کجا بودي ؟؟؟
عجب دل پری داری امید...
13 سال و 20 روز و 15 ساعت و 43 دقيقه قبل